DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

مدیریت سیاست خارجی درترازسندچشم اندازملی

باسمه تعالی 

مدیریت سیاست خارجی درترازسندچشم اندازملی 

دکترفریدون وردی نژاد 
عضوهیات علمی دانشگاه تهران 
مقدمه 
نظام جهانی، روابط میان کشورها وهمچنین ظهور بازیگران دربسیاری از کشورها،به درجه ای رسیده است که نمی توان آنرابا روابطی که تنها چند دهه پیش بوده است، مقایسه نمود. 
سیاست خارجی نیز به همین میزان اهمیت پیدا نموده وعواملی که سیاست خارجی را می سازند ،بیشتر وبا اهمیت تر گشته اند. 
کنش، واکنش ورقابت میان کشورها به سطح بالایی رسیده است ودرقرن بیست ویکم،دیگر بدون داشتن روابط با دیگر کشورها ادامه حیات برای هیچ واحد سیاسی امکان پذیر نیست. 
سیاست خارجی،اصولا فعالیت های یک کشور در محیط و شرایط خارجی است. در همین ارتباط سیاست خارجی می تواند یک استراتژی ویا برنامه ای از فعالیتها تعریف گردد که توسط تصمیم گیران یک کشور در برابر کشورهای دیگر ویا نهادهای بین المللی انجام شده، تا به اهدافی که منافع ملی آن کشورهاخوانده می شودنائل آیند. سیاست خارجی همچنین پروسه ای شامل اهداف مشخص،عوامل معین خارجی وابسته به اهداف فوق الذکر،توانایی کشور در رسیدن به نتایج مطلوب،توسعه یک استراتژی سودمند،اجرای استراتژی،ارزیابی وکنترل آن میباشد. 
تصمیم گیری درسیاست خارجی عموما بنام کشور خوانده می شود. به عنوان مثال گفته میشود که کشور الف اقدام به اعتراض به کشور ب نمود. در حالیکه همه می دانیم که کشور یک واژه انتزاعی است ونمی تواندتصمیم گیر باشد. درحقیقت سیاست خارجی پروسه ای است از تصمیم گیری حاکمیت ودولت که به نیابت از کشور یا مردم تصمیم می گیرند. 
رای هرکشوری در سیاست خارجی ونوع کشوری که برای ایجاد ارتباط برگزیده است، مهم است وتابع چشم اندازواهداف کلان کشورمی باشد. 
به نظر میرسد که در یک تقسیم بندی کلی، کشورهای دیگرمی توانند درچارچوب روابط سیاسی در یکی از هفت گروه زیر قرارگیرند: 

- دشمن ما 
- متحد ما 
- بی طرف 
- تسلط طلب 
- متحد وابسته به دشمن ما 
- وابسته به کشورما 
- دست نشانده کشورما 
تصمیم گیرندگان در سیاست خارجی دراکثرمواقع، پس ازآنکه کشوری را در یکی از دستجات فوق جای دادند،ازآن پس، نوع تصمیم گیری وتعامل با آن کشور، پیرو هنجارهای حاکم بر این دسته از کشورها خواهدبود. 
متغیرهای موثردر سیاست خارجی 
عوامل ومتغیرهای گوناگونی درسیاست خارجی کشورها ایفای نقش می نمایند،مهم ترین متغیرهای تاثیرگذارعبارتنداز: 
- متغیرهای فردی 
- متغیرهای نقش گرایانه 
- متغیرهای دیوان سالارانه 
- متغیرهای ملی 
- متغیرهای نظام گرایانه 
متغیرهای فردی: به برداشتها،تصورات وویژگی های تصمیم گیران مربوط می شود. احتیاط درمقابل بی ملاحظگی،عصبانیت در مقابل دور اندیشی،عمل گرایی در مقابل آرمان گرایی،احساس برتری در مقابل احساس حقارت بر سیاست خارجی و تصمیم گیری در آن تاثیر بسیاری دارد. 
 متغیرهای نقش گرایانه: صرف نظر ازشخصیت روانی یک مسئول ودولتمرد،وقتی وی نقش خاصی را به عهده می گیرد، رفتاروی براساس انتظاراتی که مردم از آن نقش دارند،به طور قابل توجهی تغییر می یابد. 
 متغییر های دیوان سالارانه: این متغیرها به ساختارو فرآیندهای یک حکومت وتاثیر آنها بر سیاست خارجی مربوط می شوند. بوروکراسی در هر کشوری دارای یک روند پیچیده می باشد.اکثرتصمیم گیری ها درسیاست خارجی به نوعی منعکس کننده منافع متعارض ادارات مختلف دولتی،دستگاه های نظامی ودوایروابسته بدانهاست. 
هر کدام ازمراکز دولتی مانند وزارت خارجه، سازمان اطلاعاتی ،وزارت دفاع ومراکزاقتصادی ممکن است ترجیحات یا اولویت هایی داشته باشند که منافع مرکزویا اداره خود را حداکثرسازند، این تفاوت رای بایددرپرتوالزامات چشم انداز، ازقابلیت انعطاف برخوردارباشد. 
 متغیرهای ملی: منظورازمتغیرهای ملی، متغیرهای زیست محیطی وعوامل قدرت ملی است.عامل اقتصاد دراین میان ازاهمیت بیشتری برخوردار است. 
 متغیرهای نظام گرایانه:منظورازمتغیرهای نظام گرایانه، آن دسته ازمتغیرهایی است که نسبت به کشور، عامل خارجی محسوب می گردند. برای نمونه، ساختاروفرآیندهای کل نظام بین الملل را می توان در این مقوله قرار داد.نظام نوین بین المللی،توازن قدرت،نظام تک قطبی یا چند قطبی هر کدام به صورتی برسیاست خارجی کشورها تاثیر خواهند داشت. 
البته در عصرجهانی شدن، هر کشوری تلاش می‌کند تا فرصت‌های بیشتری برای خود بیافریند و وارد عرصه‌هایی گردد که از مزیت نسبی بیشتری برخورداراست. در این دوران هر کشوری در تکاپوست تا در بازی رقابت با دیگران درامورعلمی، ارزشی وفرهنگی پیروز شود. هرچند انتخاب نوع بازی، گاه از اختیار کشورها بیرون است، اما ایران در عصر جهانی شدن، از جنبه‌های گوناگونی دارای فرصت است. ایران در برخی از سطوح فناوری و تکنیک ازقدرت بالایی برخورداراست. بنابراین می‌توان با روابط منطقی وعزتمندانه باسایر کشورهااز ظرفیت ها وموفقیت‌های آنان بهره گرفت و الزامی نیست که راه پیموده شده توسط دیگران را بار دیگر پیمود. 
دردنیای امروز همه مسایل با یکدیگر پیوند دارند و نمی‌توان آنها را چندان از هم جدا کرد. سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع قابل تفکیک نیستند. اگر فرهنگ کشوری بتواند منظومه فکری جدیدی با منطقی سنجیده طرح کند، می‌تواند به دستاوردها و پیامدهای آن انديشه در ديگرعرصه ها نيز اميدوار باشد. بي سبب نيست كه امروز كشورها و به ويژه كشورهاي توسعه یافته در تلاش هستند تا ارزش‌ها و هنجارها، حتی زبان خود را که مظهر فرهنگ است، بر دیگران تحمیل کنند. آنان می‌دانند که تسلط و حضور فرهنگ در یک کشور، منافع مادی و معنوی بسیاری را درپی می‌آورد. 
به نظر می‌رسد که اگر ایران تجربة موفقی درارتباط با دیگر فرهنگ ها و تمدن‌ها داشته باشد و بتواند به‌خوبی فرهنگ عقلی، اصیل، مداراجویانه، خلاق و معنوی خود را به دیگران عرضه کند، توانسته است فرصتی گرانبها برای خود ایجاد کند. درهم آمیختن دین و مردم‌سالاری، مذهب و جمهوریت و تن دادن به قواعد آن می‌تواند فرهنگ بومی و اسلامی ما را توانی مضاعف بخشد و درجهان امروزراهگشا باشد و تعاملی صحیح و سودآور با دیگر کشورها به وجود آورد. در حالی که برخی ازتمدن ها وکشورها درارائه سامانة فکری اصیل و هماهنگ با شرایط زمانه، توان بالایی ندارند. آن‌گونه که فرایند حرکت بسیاری ازاین کشورها به سوی ارزش‌های مردم‌سالار و روزآمد، کند، آهسته و با موانع فکری وعملی فراوان همراه است. 
در حالی که ایران این ظرفیت را دارد که درتعاملی دوسویه و موثروفعال باسایرقدرت ها روزآمدی خودرابه آزمون بگذارد. 
انتقال دغدغه‌های بومی 
در دورة جهانی شدن، کشوری سود بیشتر می‌برد که تلاش بیشتری در حیطة نظری وعملی داشته باشد. نمی‌توان منتظر نشست تا چالش‌ها ازبین بروند و بدون هیچ‌ اقدامی تبدیل به فرصت شوند. برای مقابلة با تهدیدها، باید چاره‌اندیشی کرد. جهانی شدن همان‌گونه که برای کشورهای جهان و به ویژه کشورهای جهان سوم، شکل‌آفرین و چالش‌آور است، می‌تواند برای آنان فرصت‌هایی نیز به وجود آورد. در جهان امروزمالکیت ابزارهای پیشرفته برای کشورهای سرمایه‌داری، لزوماً به معنای تسلط فرهنگ آنان نمی‌باشد. اساساً امروزه نمی‌توان دیگران را به آسودگی خاموش کرد. دیگرانی که تاکنون نمی‌توانستند حرف بزنند، توان سخن گفتن یافته‌اند. 
دنیای امروز، تکثررا به صورت‌های مختلف تحمل می‌کند. نخست، جهان گستری شمار بازیگران را درحوزة عمومی افزایش داده است. در سیاست، مراکز قدرت و همچنین تنوع بازیگران در سطح جهانی، متعدد است. در فرهنگ، هنجارهای غیرغربی به سبب رواج مفهوم چند فرهنگی اهمیت یافته است. دوم آن که جهان گستری زبر روایت ، تجدد خواهی را متزلزل ساخته و به مردم مجال داده است راه‌های مختلفی را به سوی حقیقت پیمایند. درعصرنوین باتکیه برفناوری و اطلاعات، اقلیت خاموش می‌تواند بسیاری ازارزش‌هایی را که قطعی و مسلم به نظر می‌آمدند زیرسؤال ببرد. 
دغدغه‌های بومی و محلی توان می‌یابند که از حیطه محدود گذشته به درآیند و هنجارها و ارزش‌های خود را به دیگر جوامع منتقل کنند. دیگر«پیرامون» تنها شنونده و واردکنندة ارزش‌ها و دغدغه‌های «مرکز» نیست، گواینکه در تفکر پست مدرن اصولاً چیزی به نام مرکز وجود ندارد. ممیزات پست مدرن‌ها در برابر مدرن‌ها؛ ضد نخبه‌گرایی، ضد اقتدارگرایی، خود پراکندگی، تولید ساختارهای باز، ناپیوستگی و نامعین بودن درمقابل آزمایش‌گرایی مدرنیست‌ها می‌باشد. پس، امروزه نمی‌توان به قطعیت از گفتمانی مسلط دم زد. این امر فرصت خوبی برای کشورهای دیگرازجمله ایران به وجود می‌آورد. 
ایران در دنیای کنونی دغدغه‌های تازه‌ای را برای جهانیان پیشنهاد می‌کند. اگرارائه پیشنهادها، روندی معقولانه داشته باشد و طرح آن به دور از سطحی اندیشی و سطحی نگری‌های شعارآمیز باشد، فرصتی گرانبها برای کشور ما خواهد بود تا دغدغه‌ها، ارزش‌ها و هنجارهای خویش را با دیگران در میان نهد و به داوری جهانی بسپارد. ایران با پشتوانه‌های تمدنی و فرهنگی غنی که به خوبی عقلانیت دینی، اجتهاد پویا و ارزش‌های انسانی را در کنار هم مطرح می‌کند، از فرصتی ویژه برخوردار است. امروزه ایران از حیث موقعیت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و راهبردی که درجهان دارد، می‌تواند با اتخاذ چند راهکار از فشارها و تهدیدهای احتمالی جهانی شدن کاسته و یا آنها را به فرصت تبدیل کند. 



اصلاحات ساختاری وظرفیت سازی 

برای ایجاد شرایط مناسب جهت تحقق مبانی مورد نظر سند چشم انداز بیست ساله، نخستین قدم توسعه ظرفیت کشور، تقویت فرهنگ توسعه و بستر سازی تغییرات نهادی است. 
ظرفیت سازی، ازجمله ایجاد زیر بناهای لازم برای تقویت مناسبات خارجی و تحرکات بین المللی، بیش ازهر اقدامی مستلزم تعدیلات ساختاری و کاهش دیوان سالاری دولتی و تغییر وظایف حاکمیتی و فراهم سازی زمینه های همدلی و چشم انداز مشترک است . این امر در گرو سیاستگذاری و هدایت استعدادها به سمت برنامه های توسعه ای در راستای اهداف سند چشم انداز است . 
دراین مسیر باید موانع اصلاحات ساختاری دربدنه دولت دنبال شود و بدون شتابزدگی، شاخص های حرکت برای سیاست خارجی متعامل و موثراحصاء گردد. 
آماده سازی دستگاه های مسئول جهت مواجهه هوشمندانه با قواعد جهانی شدن در یک فرآیند تدریجی و هدفمند، همراه با توسعه سرمایه انسانی وارتقاء استانداردهای سیاسی نوین به افزایش کارایی وثمر بخشی سیاست خارجی خواهد انجامید. 
ایجاد شرایط نوین درعرصه سیاست خارجی می تواند با همگانی کردن گفتمان توسعه و کارآمدی و با تکیه بر ارزشهای بنیادین نظام و برخورداراز عقلانیت جمعی بر مسیر اعتدال به چرخش درآید. این امر همراه با تلاش مدیران و کارشناسان انتقاد پذیر، توانمند وپشتیبان توسعه به ایجاد ساختارهای سازمانی پویا ،ارگانیکی و با حداقل سلسله مراتب می انجامد و شکوفا سازی ظرفیت های سیاست خارجی را در پی خواهد داشت. 
قدرت تاثیر گذاری سیاست خارجی می تواند با حرکتهایی نظیر : 
1. بهبود کارایی دستگاه های مسوول درامر سیاست خارجی. 
2. افزایش میزان نقش و تاثیرایران در رقابت اقتصادی منطقه ای. 
3. گسترش مناسبات با کشورهای همسایه در برنامه های منشا اقتصادی وامنیتی. 
4. دستیابی به جایگاه متناسب در منطقه با کارایی عملیاتی در بلند مدت همراه شود و با ایجاد محیط اقتصادی و سیاسی رقابتی درسطح منطقه، انگیزه های جدی در دولت های منطقه برای ارتقاء سطح همکاریها و کاهش تنش ها بوجود آورد و تمایل جمعی برای ثبات و امنیت و توسعه را فراهم سازد. 
الزامات اساسی برای تحقق سیاست خارجی درترازسندچشم انداز20 ساله 
در راستای تحقق سند چشم اندازدرعرصه سیاست خارجی می توان با تدوين و اجراي راهبردهاي مناسب براي اجراي دقيق سياستهاي كلي گامهایی برداشت. 
مهم ترین گامهای عملی در عرصه بین المللی عبارتند از: 
- گسترش همكاري دو جانبه و منطقه اي با همسایگان 
- پرهيز از تشنج در روابط با كشورهاي رقیب و مخالف 
- بهره گيري از روابط خارجي براي افـزايش توان ملي 
- مقابله با افزون خواهي كشورهاي متخاصم 
- تلاش براي رهايي از حضور بيگانگان 
- مقابله با تك قطبي شدن جهان 
- تلاش براي ايجاد نزديكي بين كشورهاي اسلامي 
- تلاش براي اصلاح ساختار سازمان ملل 
- عضويـت جمهوري اسلامي ايران درتمامی مجامع بين المللي و منطقه اي 
- حضور فعال در کمیته ها وگروههای کاری مربوط به بازبینی سازو کارهای سازمان ملل متحد 
- تقویت سازمان کنفرانس اسلامی و تلاش جهت ایفای نقش بیشتر این سازمان در حل بحرانهاومسائل جهان اسلام 
- رایزنی با کشورهای اسلامی درخصوص اختصاص یک کرسی دائم شورای امنیت به سازمان کنفرانس اسلامی 
- انعقاد موافقتنامه های معاضدت قضایی و استرداد مجرمین 
- انعقاد موافقتنامه های همکاری در زمینه مبارزه با قاچاق مواد مخدر 
- تغییر دادن نگرش منفی درزمینه اتهام حمایت جمهوری اسلامی از تروریسم 
گام های ضروری در مناسبات منطقه ای می تواند شامل موارد زیرباشد: 
- حـــــل اختــــلافات مــــرزی با همسایگان و رفــــع عوامـــل ناامــــــن کننده مـــرزها در چـــارچوب منــــافع ملــــی 
- حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات با کشورهای غیر متخاصم 
- هماهنگی با بخش های نظامی جهت تقویت همکاریهای نظامی صلح آمیزمنطقه ای 
- تقویت مناسبات و پیوندها با قدرتهای منطقه ای نظیرهند، چین، روسیه وژاپن 
- همگرایی، با تاکید بر توانمندی جهان اسلام 
- مشارکت مؤثربرای ارائه ظرفیت ها وفرصتهای اقتصادی ملی به کشورهای منطقه 
- قراردادهای همکاری اقتصادی با کشورهای همسایه و منطقه خاورمیانه 
گام های اساسی درزمینه اقتصادی دربرگیرنده این اولویت هاست: 
- کاهش درجه ریسک پذیری کشوردررابطه با جلب سرمایه های خارجی 
- تبادل اطلاعات اقتصادی مؤثر در روابط بین الملل 
- ارتقاء سطح علمی کارشناسان اقتصادی ازطریق آموزش و حضور در مجامع 
- استفاده از ظرفیتهای بین المللی درجهت پیشبرد طرحهای ویژه اقتصادی 
- انعقاد قرارداد همکاری های بازرگانی شامل حذف مالیات مضاعف، تعرفه ترجیحی و تشویق سرمایه گذاری متقابل 
- انعقاد قرارداد صدور خدمات فنی و مهندسی 
- بستر سازی مناسب برای الحاق به سازمان تجارت جهانی 
ارتباط و مفاهمه با دیگران، در دنیایی که انعطاف بسیار دارد وعقل جمعی برآن حاکم است، می تواند با اندکی تحمل و تأمل، چالش‌های پیش‌رو را کمترکرده و برای رهایی از آنها و رسیدن به فرصت‌ها چاره سازباشد. 
این اصل توان مطلوبی برای نگرش‌های عقلانی و هماهنگی با زمان و مکان ایجادمی کند و با بهره گیری ازآن می‌توان برخی مشکلات کشور را حل کرد. سندچشم اندازباتکیه بر"تعامل سازنده وموثردرروابط باجهان" ، دیدگاهی مداراجویانه وعاقلانه راتوصیه می کندکه درآن ترازمی توان باحکمت وخرد،ضمن حفظ عزت کشور، مصالح ملی رادنبال کرد و بسیاری ازمشکلات سیاست خارجی را حل نمود. 
جمهوری اسلامی با این توانایی‌ها نباید ازورود به دنیای جهانی شده دوری کند و برای ورود به آن میدان هراس داشته باشد. بلکه به جای برخورد انفعالی و منفی، باید آن را فصل جدیدی در زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی خود تلقی نماید. 
پایان 

منابع 
1- روان شناسی سیاسی /دکتر فتحی آشتیانی. 
2- فصلنامه سیاست خارجی،مجله علمی- ترویجی(سیاسی، اقتصادی،فرهنگی،حقوقی) سال18،پاییز.1383 
3- تحقیق درموردسیاست خارجی...../دکترسید محسن مصطفوی. 
4- شاخص های سیاست خارجی، برنامه سوم توسعه کشور،وزارت امورخارجه.