DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

سياست‌ها و برنامه‌هاي توسعه علم و فناوري در چين

سياست‌ها و برنامه‌هاي توسعه علم و فناوري در چين امروز

 دکتر فریدون وردی نژاد 
عضو هیات علمی دانشگاه تهران 

مقدمه 
با توجه به اهميت نیروی انسانی و مزيت رقابتي بالاي آن در ايران و نيز محوريت اين بخش در ارتباط با جهان خارج و جذابيت بازار ايران براي بسياري از كشورها ، ايجاد يك ساختار اعتماد آفرين در بنيان‌هاي علمی ، تحقیقی و پژوهشی كه در برگيرنده منافع پايه‌اي كشور باشد ، ضرورتي اجتناب ناپذير قلمداد می شود. اما سؤال اصلي اين است كه توسعة ايران در راستاي سند چشم‌انداز 20 ساله کشور، چگونه و با چه ويژگيهايي بايد دنبال شود وآیا تجربیات و دستاوردهای علمی وآموزشی سایر کشورها می تواند حاوی آموزه های عملی برای ایران باشد وآيا ايران قادر است از تجربيات ، دستاوردها و آموزه‌هاي ساير ملل جهان درسهاي ارزشمندي بياموزد يا خير ؟ 
بديهي است در هر كشوري « راه توسعه » و رسيدن به « آرزوهاي ملي » ، با عبور از تنگناهاي فراوان و توجه به بسترها ، ارزشها و داشته‌هاي بومي و ملي ممكن و مقدور است . 
بر اين اساس شايد نتوان گفت كه الگوي ساير كشورها در مدار توسعه ايران قابل پياده سازي يا كپي برداري است ، اما بهره‌گيري از تجربه‌هاي آن كشورها ، مرور اشتباهات و انحرافات آنها و نگرش جامع بر، داشته‌ها و مقدورات و شيوه‌هاي موفقيت ساير ملت‌ها مي‌تواند درسهاي آموزنده‌اي براي مسير توسعه پر فراز و نشيب ايران باشد . 
متن 
چين امروز، با چين ديروز فاصله‌اي معني‌دار پيدا كرده‌است. در اين كشور، پيشبرد اصلاحات اقتصادي و تداوم و تكميل سياست درهاي باز، حفظ ثبات و آرامش سياسي و اجتماعي، همراه با توسعه وحدت و يكپارچگي ملي، وظيفه‌اي همگاني محسوب مي‌شود. اين اصل از ابتداي سال 1978 كه اصلاحات اقتصادي آغاز شد تا به امروز، محور تغييرات ساختاري و جوهري چين بوده‌است و چيني‌ها آن را به عنوان "اصلاحات اقتصادي و سياست درهاي باز بر مدار اقتدار سياسي و امنيتي" مي‌خوانند. 
اصلاحات عمل‌گرايانه دودهه گذشته، سياست درهاي باز و توسعه تجارت خارجي هيچ گاه چيني‌ها را از توجه به اهداف و مصالح ملي غافل نكرده و رشد اقتصادي چين شتاب كنترل شده‌‌اي، بر بستر راهبردها داشته است. 
نظارت دولتي بر آموزش و پژوهش و تدوین برنامه های توسعه ای، پس از دودهه همچنان از سوي حزب تمركزگراي چين اعمال مي‌شود و برنامه‌هاي اقتصادي بخش خصوصي هنوز نتواسته‌است كه اين انحصار را بشكند. البته اين تمركز و نظارت، به گونه‌اي استادانه تعبيه شده است كه مزاحمت عمده‌اي براي سياست اصلاحات و درهاي باز ايجاد نكند. 
دولت چين تا كنون موفق شده است با استفاده از فناوري نوين، سرمايه و دانش فني و مديريت خارجي و اصلاح مقررات داخلي كشور، از طريق سياست‌هاي تشويقي و اعمال تسهيلات ويژه، توان علمی ، آموزشی، پژوهشی وتحقیقاتی را در قالب سرمايه‌هاي شگفت‌انگيز به چين سرازير كند. 
اين حركت كه حاصل دور‌انديشي و ذكاوت چيني است، زمينه‌هاي پرورش نسل جديد مديران چين را فراهم آورده و چين امروز را به كارخانه دنيا مبدل كرده‌است؛ به گونه‌اي كه مسابقه‌اي همه جانبه براي حضور و جايابي در اين اقتصاد، ميان توليدگران و كارآفرينان جهان شكل گرفته است . 
سابقه: 
پس از انقلاب 1949 و حاكميت كمونيست‌ها بر اين كشور و با عبور از سالهاي نخستين انقلاب ، همواره دو جناح قدرت در حزب كمونيست‌ چين ظرفيت‌هاي ملي را به صورت مشاركتي اداره كرده و در رهبريت اين كشور به بحث‌هاي جدي پرداخته‌اند . 
در يكي دو دهه نخست انقلاب ، اين مباحث تحت تأثير مائوتسه دونگ و ياران او از رنگ و بوي چنداني برخوردار نبود اما همواره سؤالاتي نظير پرسش‌هاي زير در ميان نخبگان و كادرهاي حزبي جريان داشت : 
1- آيا اقتصاد دولتي و گسترش بدنة دولت به نفع مردم چين است يا خير ؟ 
2- عنصر ناكار آمدي در بدنة دولت را چه بايد كرد ؟ 
3- تورم نيروي انساني آموزش ندیده و سنتی در ساختار اقتصادي دولت چه هزینه ای را به اقتصاد چین تحمیل می کند ؟ 
4- چرا بهره‌وري نیروی انسانی دراقتصاد چين پائين است ؟ 
5- چگونه بايد فنآوري فرسوده چين را با تكنولوژي و مديريت روز آمد اصلاح كرد؟ 
6- مديريت ، سرمايه ، اطلاعات و توانايي‌هاي چيني‌هاي ماوراء بحار و ساير ملت‌ها را چگونه مي‌توان به پكن متصل نمود ؟ 
چین جدید: 
ماجرا از دهة 80 و با قدرت گيري بيشتر جناح عملگرا و اصلاح طلب خسته از انقلاب فرهنگي ( 76- 66 میلادی ) وارد مدار جديدي شد و تفكر عمل گرايانه بجاي تفكر ايدئولوژيك و جهان ستيز،گفتمان غالب جامعه گرديد . 
در اين مرحله ، باشعارهاو گفتمان دوران دگرديسي، سياستهاي آرماني به سياستهاي ملي تغییر یافت و تحولات ساختاري و جوهري آغاز شد . 
اين شعارها عبارت بودند از : 
1- ساختن چين بزرگ ، مرفه و پيشرو وظيفه‌اي همگاني است . 
2- رفاه عمومي و توسعه صلح وظيفه حزب و دولتمردان است . 
3- همة قشرهاي اجتماعي با رهبريت حزب بايد در سياست‌ درهاي بارز و توسعه اقتصادي مشاركت نمايند . 
4- دوستي با همه كشورها و حل و فصل مسايل با همسايگان سرلوحة حركت سياستمداران خواهد بود . 
5- عقلانيت جمعي و استفاده از همة توانها در تصميم سازي براي همگاني كردن فرهنگ توسعه ضروري است . 
6- توليد انبوه با حداقل هزينه ، قيمت ارزان و تصرف بازارهاي گوناگون هدف بخش‌هاي توليدي و تجاري خواهد بود .

سياست خارجي : 
در سياست خارجي ، جمهوري خلق چين اصول پايداري را در مدار سياست خارجي خود قرار داد و آن را 5 اصل همزيستي مسالمت‌آميز خواند : 
1- احترام متقابل به حاكميت و تماميت ارضي كشورها 
2- عدم تجاوز 
3- عدم مداخله در امور ديگران 
4- برابري و نفع متقابل 
5- همزيستي مسالمت آميز با ساير كشورها 
بر اين اساس ، چين بر صلح و ثبات منطقه‌اي و جهاني ، پرهيز از هر گونه تنش با همسايگان و قدرت‌هاي مهم و اصرار بر حل و فصل مسالمت آميز مناقشات و اجتناب از هر گونه رقابت و مسابقه براي تعريف حوزه نفوذ و قدرت روي آورد . 
چين در دو دهه گذشته ، با بهره‌گيري مناسب از فضاي « جنگ سرد » و رقابت ابر قدرت‌هاي آن دوران ، امكانات بين‌المللي را در اختيار اقتصاد فرسوده خود قرار داد و با استفاده از كاتاليزوري مناسب به نام « چيني‌هاي ماوراء بحار » ، استراتژي توسعه اقتصادي و ارتقاء موقعيت بين‌المللي خود را پي گرفت . 
در اين راستا ، حزب كمونيست با كنار گذاردن آرما نگرايي مبتني بر تفكرات حزبي و سوسياليستي در روابط بين‌المللي ، تمركز بر تأمين منافع ملي و پرهيز از مواضع پرهزينه را برگزيد . 

سازماندهی نیروی انسانی: 
دولت چين در سالهای آغازین حرکت با تشكليل" وزارت چيني‌هاي ماوراء بحار" و دهها سازمان و نهاد نیمه دولتي در قالب بخش خصوصي و مردمي (NGO) ارتباطات فرهنگي، اقتصادي و سياسي خود را با چيني‌هاي مهاجر و نخبگان کارآزموده آن سوي مرزها برقرار كرد. 
دستاورد اين حركت، تماس سازمان يافته با چيني‌هاي متخصص، نيروهاي كارآمد و صاحب تجربه ساکن درشهرك‌هاي چيني(China Town) در سراسر جهان بود كه در پرتو اين سياست و جذب نخبگان چيني از ساير نقاط جهان، زمينه بهره‌برداري از 30ميليون چيني کاردان و آموزش دیده و مجرب آن سوي مرزها فراهم شد. 
اين حركت توانست به تعاملي دوسويه و موفق تبديل شود و مديريت، ارتباطات، اطلاعات، مهارت و سرمايه چيني‌هاي خارج‌نشين را به بازار چين وارد سازد. 
به‌دنبال حضور گسترده چيني‌هاي مقيم خارج، شركت‌هاي بزرگ و كمپاني‌هاي بين‌المللي تشويق شدند كه سرمايه‌هاي خود را به چين منتقل كنند و امروزه اين شبكه به" حلقه اتصال چين با دنياي صنعتي و كشورهاي غربي" تبديل شده‌است. 
توانايي‌هاي برشمرده، موجب شد كه اقتصاد چين از جايگاه برجسته‌اي برخوردار شود و دولت اين كشور توانسته است با استفاده از پول، سرمايه، مديريت و تجربه ديگران، اقتصاد خود را تواناتر و پوياتر سازد. 
اتخاذ اين سياست‌ها حاصل ارزيابي واقعگرايانه از توان و قدرت پكن و اجتناب از سياست‌هاي شتابزده ، سريع الوصول و زود بازده بود . 
بنابراين ، روشن است كه برگزيدن سياست‌هاي هدفمند وبرنامه ‌ريزي شده در حوزه‌هاي علوم ، فناوري‌، تحقيقات وپژوهش، شرايط رو به رشد و پيشرفت چين را فراهم ساخته و شايد بتوان گفت برگزاري المپيك 2008 پكن نقطة عطف ديگري در گذار چين از « دوران سنتي » به «دوران مدرن و صنعتي » نوين خواهد بود . 
واقع‌گرايي حزب كمونيست چين ، خطر پذيري و بي‌باكي دنگ شياثونيگ و فشارهاي اقتصادي سه عامل اصلي براي گذار چين از قطعة ( 79-49میلادی ) بود كه به « دوره اول چين » مشهور است و الگوي توسعه چين در آن دوران اتحاد جماهير شوروي بود . 
ژانويه 1979 در تاريخ چين نقطه عطفي تاريخ ساز محسوب مي‌شود و سفر دنگ به ايالات متحده و انعقاد قراردادهاي همكاري علمي ،آموزشی و فني دو جانبه ، پيوندهاي نويني براي انتقال تجارب علمي جهان به چين فراهم كرد . در اين مرحله ده ها هزار چيني در قالب تيم‌هاي آموزشي و كاري و تحصيلي به خارج رفتند و سلسله‌اي از دانشمندان و مديران و مهندسان نو انديش چيني پديدار شد . 
از نظر اجرايي ، در فاصله سالهاي 84 تا 95 ميلادي مناطق ويژه اقتصادي و پاركهاي فناوري وتحقیقاتی دنبال گردید و طرح‌هاي آموزشی و پژوهشی ويژه‌اي به اجرا گذارده شد . 

مهم‌ترين برنامه‌هاي آموزشی، پژوهشی 
1- برنامة مشعل : 
يكي از طرح‌هاي مهم دولت چين برنامه مشعل بود ( 1998 ) كه در قالب آن چين حدود 50 منطقه توسعه فنآوري ( High Tech ) در مناطق و نواحي ايجاد كرد. با راه اندازی این مناطق که به پارک های علم و فناوری مشهور شدند، امکانات دولتی در اختیار مراکز علمی و دانشگاهی قرار گرفت و دانشگاه‌ها به صنعت متصل گرديد.با اجرای این طرح دانشگاه ها فرصت پیدا کردند تا از نزدیک با شرکت ها و صنایع بزرگ تعامل پیدا کرده و طرح های مشترک پایه و تحقیقات کاربردی در دستور کار آنان قرار گیرد.دولت های محلی هم موظف شدند تا ضمن پشتیبانی از این مراکز علمی و تحقیقاتی تسهیلات محلی را در اختیار آنان قرار دهند.این برنامه در سالهای نخست با سرعت چندان دلگرم کننده ای همراه نبود، اما با آشنایی بیشتر و تعامل موثر تر میان صنعت و دانشگاه شتاب کارها بیشتر شد و نتایج ملموس و دلگرم کننده ای حاصل آمد.دولت مرکزی هم با ایجاد ستاد هماهنگی میان وزارت خانه های آموزش و صنایع وایجاد کمیسیون های ویژه دولتی بر این همکاری نظارت داشت و هماهنگی های ستادی و پشتیبانی های دولتی و اعتباری را تسهیل نمود. یکی از مهم ترین اقدامات دولت مرکزی اعطای اختیارات بیشتر به مناطق و دولت های محلی بود تا پارک های علم و فناوری بیش از پیش از منابع و امکانات منطقه ای و محلی برخوردار شوند و رقابتی هم میان استان ها و مناطق شکل بگیرد.علاوه بر این، هیات وزیران با تصویب معافيت‌هاي مالياتي و وامهاي تسهيلاتي براي شركتهاي بزرگ ، به تشویق آنان برای حضور در مناطق و پارک های علم و فناوری همت گماشت .نتیجه این حرکت هوشمندانه آفرینش یک محیط همکاری علمی و عملی بود که مشعل هدایتگر و روشن کننده مسیر صنعت و دانشگاه گردید و پرونده پارک های علم و فناوری را مشحون از موفقیت نمود. 

2- برنامه موسوم به863 : 
برنامه 863 شامل اولويت‌هاي استراتژيك در عرصة اقتصاد بود، در چارچوب این طرح تسهیلات و ردیف های بودجه دولتی به سمت اولویت های علمی و آموزشی متمایل گشت. کمیسیون علوم و فنون که متشکل از وزارتخانه ها و مراکز علمی و صنعتی و فناوری بود مهمترین عرصه های ملی علم و فناوری را گوشزد نمود و با زمان بندی معین و به ترتیب نیاز های ملی ، بخش های اقتصادی و علمی را تعیین کرد. در این راستا صنایعی نظیر فنآوري اطلاعات و ارتباطات ، ليزر، فنآوري علوم دريايي و فضايي و بيوتكنولوژي و مواد آلي و فنآوري خودرو در اولویت قرار گرفتند. بر اساس این راهبرد، تمامی مراکزدولتی،از جمله نمایندگی های خارج از کشور موظف به همکاری در این برنامه شدند و تسهيلات دولتي و اعتبارات بانکی در این مسیر فرار گرفت. بر اساس برنامه 863 مقرر گردید که تمامی مراکز پژوهشی و دایره های علوم دقیقه نظامی و غیر نظامی با مراکز علمی و آموزشی خارج از کشورتماس برقرار کرده وبه هر شیوه ممکن در دستیابی به علوم مورد نظر و اولویت های تعیین شده کوشا باشند. بنابراین تعداد زیادی دانشجو در قالب بورس های مستقیم و غیر مستقیم دولتی به خارج اعزام شدند و وزارت چینی های ماورای بحار ماموریت یافت که با چینی های مقیم خارج به ویژه با کسانی که در رشته های تعیین شده و اولویت های استراتژیک فعال هستند تماس حاصل کرده و آنان را به کشور خود دعوت نماید. این حرکت موجب گردید تا دستاوردهاي علمی و فناوری نوین كشورهاي غربی و صنعتي به سوی چین متمایل گردد. 

3- برنامه صاعقه : 
دولت چین علاوه بر بخش صنعت ، توجه ویژه ای هم به بخش کشاورزی داشت، زیرا کشاورزی در جمهوری خلق چین و در جنوب شرق آسیا همواره از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. بر این اساس،« توسعه روستايي » چين هم ازاولویت ها محسوب می شد و برنامه صاعقه برای سازماندهی رشد و توسعه کشاورزی و خود کفایی تولیدات کشاورزی در دستور قرار گرفت. این برنامه از سال 1985 میلادی به برنامه ای ملی تبدیل شد تا از طريق پيشرفت علوم و فنآوري توليد كشاورزي به یاری روستاییان و کشاورزان بپردازند. برنامه صاعقه با دو هدف اصلی که عبارت بود از آموزش دهقانان و کشاورزان وهمگانی کردن علوم کشاورزی آغاز گردید و تمامی دستگاه ها و وزارتخانه های مرتبط در قالب برنامه صاعقه هماهنگ شدند.برنامه صاعقه علوم کشاورزی مکانیزه و تولید انبوه محصولات استراتژیک را در نوک پیکان کار قرار داد و با آموزش عمومي روستاييان و همگاني كردن علوم كشاورزي مكانيزه در طول برنامه توفیقات زیادی بدست آمد و امروزه چین یکی از مدعیان عرصه علوم کشاورزی است. 

4- برنامه اشاعه علوم و تكنولوژي: 
با توجه به ساختار حکومتی و فرهنگ چینی ، شرکت های بزرگ و دولتی چین نقش اساسی و پایه ای در توسعه و رشد علم و فناوری داشته اند. چینی ها با طراحی و اجرای برنامه ای دولتی، با نام " برنامه اشاعه علوم و تکنولوژی " به حمایت از مراكز و شركتهاي دولتي پرداختند و توسعه علمي و فني در عرصه‌هاي تجاري و اقتصادي را دنبال نمودند. 
این برنامه که از سال 1980 میلادی ابلاغ و پیگیری شد کوشید تا دستاوردها و تجربيات مديران آموزش ديده و چيني‌هاي ماوراء بحار را در اختيار مديران سنتي شركتهاي دولتي قرار دهد و فاصله علمی و تجربی نسل اول و دوم مدیران را کم کند. با اجرای این برنامه ویژه مدیران مورد اعتماد میانسال شرکت های معظم چینی که معمولا صاحب منصبان حزبی بودند باید در طی برنامه مشخصی خود را با علوم جدیده به ویژه مدیریت نوین و کارآمد و اثر بخش آشنا کرده و در آزمون های دوره ای اتبه لازم را کسب نمایند.نقش چینی های مهاجر و خارج نشین در آشنا کردن مردان صنعتی حزب کمونیست و مدیران شرکت های مادر چینی بر کسی پوشیده نیست و مدیرانی که در برابر اشاعه مدیریت و تکنولوژی مقاومت می کردند از گردونه قدرت خارج می شدند. 
5- برنامه ملي توسعة اولويت‌هاي تحقيقات بنيادين : 
با تداوم رشد وتوسعه چین نو و بهتر شدن روند تولیدات صنعتی وتوسعه صادرات ، توجه به بازار و مشتری و تحقیق و توسعه(R&D) در دستور چینی ها قرار گرفت. برنامه ملی توسعه اولویت های تحقیقات بنیادین بر اساس این نیاز در اواخر دهه 90 میلادی در دستور قرارگرفت. اين برنامه از سال 1997 به بعد استراتژي‌هاي چند وجهي براي توسعه پژوهش و تحقيقات در علوم پايه را هدف‌ قرار داد و به تشويق مادي و معنوي در حوزه‌هاي مختلف پرداخت. برنامه ملی تحقیقات بنیادین به عرصه های اقتصاد ، انرژي و بهداشت توجه ویژه ای نمود و تمامی مراکز دولتی و نیمه دولتی پژوهشی با اولویت بندی عرصه های فنآوري‌ نوین در چارچوب کمیسیونی خاص با نام " کمیسیون توسعه و اصلاحات " سازماندهی شدند. نتایج بررسی ها و پژوهش های این برنامه به تغییرات وسیع در ساختار های دولتی انجامید و انحلال وزارت نفت و سپردن وظایف این وزارت خانه به چند شرکت بزرگ نفتی از ان جمله است. امروزه در چین نقش مراکز تحقیقاتی مهم قلمداد می شود و پژوهشهای بنیادین مورد توجه جدی می باشد و بسیاری از کمپانی های خارجی و بین المللی هم مراکز تحقیقاتی خود را در چین مستقر کرده اند. 
6- برنامه توليدات جديد ملي : 
بدنبال گسترش مناسبات تجاری و اقتصادی چین با جهان خارج ، همکاری های تکنولوژیک و علمی نیز رشد روز افزونی داشته است. در این مسیر توجه به استاندارد های بین المللی و برند های جهانی در دستور قرار گرفته و برنامه هایی در جهت پیشگیری از تولیدات غیر استاندارد و کپی کاری های غیر قانونی دنبال شده است. اجرای برنامه تولیدات جدید ملی ، علاوه بر آنکه رعایت استانداردهاي جهاني را مد نظر قرار داده است،زمینه ساز توجه بخش های علمی به تولیدات نوین و اختراعات تازه است. بر اساس این برنامه ملی ، مالكيت فكري و ثبت اختراعات و فنآوري‌هاي بالا با حفظ حقوق مخترعان ، مکتشفان و پدید آورندگان مورد رعایت قرار گرفته و حمایت معنوی و قانونی از دانشمندان چینی و شرکای خارجی آنها به عمل می آید. 
نتیجه عملی اجرای این برنامه ها فراهم سازی زمینه ها و زیر ساخت های توسعه ای بود که امکان تحقق رشد و توسعه بومی چین را فراهم آورد. 
در اين مسير، اصلاحات نهادي و قانوني در بخشهاي مختلف دولتي به شكلي وسيع و همه جانبه صورت گرفت و اين اصلاحات در چارچوب مکانیزم اجرایی رشد چینی همچنان ادامه دارد . 
بر این اساس، ميزان سرمايه‌هاي خارجي تزريق شده در آموزش، پژوهش وپارکهای صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی در دو دهه گذشته، از مرز 650ميليارد دلار گذشته است و به عنوان مثال فقط در سال 2005 مبلغي نزديك به 65میلیارد دلار سرمايه‌گذاري خارجي در چين تحقق يافته‌است. 
با پديد آمدن چنين شرايطي، دگرديسي معناداري در مديريت، كنترل، برنامه‌ريزي و هدايت چين به وجود آمده‌است و نسل نويني از مديران در كنار قله‌هاي ثروت در شركت‌هاي بزرگ با شركاي خارجي ظهور كرده‌اند. 

نتیجه گیری: 
در يك جمع‌بندي كلي مي‌توان گفت كه آنچه امروز چين را به « كارخانه دنيا » تبديل كرده و به توسعه سريع علوم و فنآوري و جهاني شدن اين اقتصاد انجاميده است ، شناخت همه جانبه و دقيق تحولات اقتصادي دنيا و بهره‌گيري مناسب و بهنگام از امكانات آموزشی و تجربی سایر ملل است . 
اين تعامل با همكاري مديريت هوشمند و ساختار يافتة حزبي و توانايي‌هاي مديريتي ، ارتباطاتي ، سرمايه‌اي و اطلاعاتي چيني‌هاي ماوراء بحار حاصل شده است . 
به همین دلیل رهبریت و مديريت كارآمد چين قادر شده است با فراهم ساختن زير ساخت‌هاي لازم و جذب چيني‌هاي آن سوي آب‌ها ، شركتهاي چند مليتي و صاحبان سرمايه و كارآفرينان پرتجربه را به كناره‌هاي ديوار چين علاقه‌مند سازد . پس بايد گفت، توان رقابتي چين امروز متكي بر توانائيهاي بسياري است كه از جمله مي‌توان بر توسعه هدفمند و برنامه‌ريزي شده ، گسترش مراكز تحقيق و توسعه ، همسان سازي قوانين و مقررات با تحولات عرصة توليد و تجارت جهاني ، ديپلماسي اقتصادي فعال و توليد متناسب با نيازهاي مشتري اشاره نمود . 
اين الگو توانسته است" رشد اقتصادي " چين را تضمين نمايد و كشوراژدهاي بيدار را در آستانة « توسعه همه جانبه اقتصادي » و پذيرش نقش‌هاي جديد بين‌المللي قرار دهد . 
بنابراين در چنين شرايطي ايران مي‌تواند در بخش اقتصادی و تجاری از تجربیات این کشور بهره مند شود. بويژه آنكه امروزه، فضاي سياسي جوامع تحت تاثير نظرات نخبگان شكل مي‌گيرد و مردم عادی درآن نقش چنداني ندارند. براين اساس مناسب به نظر میرسد که نقش خبرگان و نخبگان و تشكلات ساختاريافته، براي ارتباط با اين كشور بسيار جدي تر از گذشته تلقي شود. 
از سوی دیگر از آنجایی که در جمهوري خلق چين، التهاب، افراطي‌گري و عواطف و احساسات سياسي و اجتماعي كمتر به چشم مي‌خورد واحساسات ملي در پرتو تلاش نخبگان و هدایت دولت درجهت رشد وتوسعه با شاخص‌هایی عقلايي و سود محورهمگاني شده است، ايران به راحتي قادر است همانند چین شبكه‌اي مشابه از نخبگان تاثيرگذاررا مورد توجه قرار دهد و ازهمراهي آنان در روند توسعه کشوربهره ببرد.این روند کارآمد موجب خواهد شد تا دولت باهدايت، كنترل و بومي كردن( لوكاليزه کردن) بحران‌ها و شوك‌هاي وارد ه،از تسري پس لرزه های ‌اجتماعی و اقتصادی به لايه‌هاي روئين و متن جامعه پيشگيري كند. 
تجربه دیگر چینی ها این است که درعرصه روابط خارجي، نخبگان صاحب درايت، هوشمندي، شهامت و نوآوري را بکارگرفته و سياست خارجي را تابعي از جو داخلي و توده‌اي نكرده‌اند، براين اساس به طور همزمان شاهد نوعي از"آرمان‌خواهي موعود" و "واقع‌گرايي موجود" در جامعه چين هستيم كه تداخل و تزاحم چنداني با همديگر ندارند. شاید این الگو هم بتواند با تغییراتی در جامعه درحال توسعه ایران آزمون شود وآرای نخبگان و بنگاه داران بخش خصوصی هم در مدار سیاست خارجی دیده شود. 
....سخن آخرآنکه، عملگرايي، هدفمندي ومحوريت منافع ملي، عناصر اصلي تصميم‌گيري در چين امروز است و" عقل جمعي " حاكميت قابل توجهي در هسته‌هاي تصميم‌سازي دارد و شايسته‌سالاري و نخبه پروري وزايش ايده‌هاي نو درآحاد اين جامعه عظيم به طور روز‌افزوني نهادينه مي‌شود،آیا ما هم توانسته ایم چنین کنیم؟ شاید....... 
اميد است اين تجربيات و ايده‌هاي امتحان شده، انگشت اشاره‌اي براي بومی سازی وآزمون در مسير پرفراز و نشيب توسعه ايران عزيز باشد. 

ان شاء الله 




منابع : 
1. Ministry of Information Industry of People`s Republic of China- Economic Cooperation Department . 
2. China Semiconductor Industry Association (CSIA) – www.csia.net.cn 

3. The Chines Peoples Institute of Foreign 

4. High Level Meeting of Pivotal Partners for South- South and Triangular Cooperation 

by Robert G. Sutter, Rowman & Littilefield publishers,2005" 5. China,s Rise In Asia: Promises And Perlis . 
6. China,s New Nationalism: Pride, Politics, and Diplomacy Gries , by peter Hays, University of California press,2005. 

7 . چاینادیلی ، 23 و 29/12/2003 و 13/1/2004 
8 . بیجینگ ری وی یو ، 15/1/2005 
9 .مقاله آقاي Ruan Zongje معاون مديركل موسسه مطالعات بين الملل چين تحت عنوان “China Enhance Global Status” 
10 .مقاله آقاي Liu Baolai معاون موسسه امورخارجه چين 
"Diplomacy of Foreign Dignity"