DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

مدیریت بحران و رسانه ها

 

مدیریت بحران و رسانه ها

ديباچه

دنياي امروز با تحولات گسترده اجتماعي و تغييرات شتاب آلود محيطي ناشي ازتوسعه فناوريهاي ارتباطي روبرو است. اين فناوريها با بسترسازي براي ظهورشبكه هاي گسترده جهاني،بواقع مفهوم زمان ومكان رابياعتبار ساخته و با حضورهمه جايي وهمه وقتي، بسترهايي را براي "توليد"  و"توزيع"  قدرت  در تمامي عرصه هاي اقتصادي، سياسي ،  فرهنگي و اجتماعي بوجود آورده است. فناوريهاي نوين ارتباطي حضور پررنگ خود را در تمامي روند ها و فرآيند هاي اجتماعي قطعي كرده واين وضعيت سبب گرديده است تا شرايط محيطي ازثبات وپايداري، به سمت تغيير و تحول دائمي متمایل گردد.
در برخي موارد، اين تغييروتحولا ت اگر صحيح مديريت نشود، مي تواند منجر به بروز بحران شود . اين ويژگي، در عرصه عمل موجب شكل گيري نظريه هاي جديد برايكنار آمدن با شرايط پيچيده وپرتحول گرديده است . امروز ديگرديدگاههايگذشته ونظريه هاي پيشين درمقابله با بحران واداره آن، كارآيي چنداني ندارد .
در ديدگاه سنتي  گذشته، هرنوع تغييروتحولي كه به بحران منجرمي شد، براي سازمان يك تهديد و براي مديران تهدید تلقي مي گرديد و مديران هم سعي مي كردند تا با گريزازگردنه هاي تغييروتحول، بحران ها را از سربگذرانند .

درديدگاهها ي نوگرايانه، بحران به عنوان شرايط نامطلوب اما اجتناب ناپذيرگمانه زني شد و تمامي تلاش مديران سازمانها مصروف حل بحران و كنار آمدن باعواقب بحران، ازطريق مديريت تغييرو بكارگيري نوآوريها براي همراهي با تحولات شد . دراين ديدگاه، اگرچه تعاملمناسب ومنطقي با فرآيند هاي عمليات حل بحران جايگزين نفي بحران و به عنوان كليد موفقيت مديران قلمداد گرديد ، اما عدم اطمينان محيطي هرگز مثبت و چندان خوشايند تلقي نشد .
 دردوران معاصربا ظهورفرانو گرايي وشكل گيري نظريه هاي جديد براي ايجاد ساختارهاي انعطاف پذيرسازما ني به منظوراستفاده از شرايط عدم اطمينان محيطي درمسير تعالي سازماني وتوسعه استراتژيهاي رقابتي، بحران نه تنها پديده مذموم و يا نامطلوب تلقي نمي شود ، بلكه بحران يكفرصت براي ياري رساني به مديران به منظور طراحي راهبردهاي جديد براي كسب موفقيت درنيل به اهداف مورد نظرتلقي مي گردد .

در اين ديدگاه، برخي ازانديشمندان مانند پيتردراكر بحران را بهعنوان "جزيي از سيستم دورا ن معاصر" توصيف كرده واعتقاد دارند :
«بقا وماندگاري وحضورموثردرمحيط پويا، تنها با تكيه برخلاقيت ها وابتكارات مديريتي براي خلق شرايط جديد در پرتواستفاده ازبحران مقدورخواهد بود».

با نظري به تحولات جاري درعرصه هاي گوناگون سياسي- اجتماعي وفرهنگي- اجتماعي وحتي تكنولوژيكي دردنياي معاصر، مصاديق بسيار بارزو انكارناپذيري براي اين ديدگاه خواهيم يافت. به عبارت ديگر،اين نظريه در سطح جهاني بعدازكاركردعملياتي آن در صحنه هاي آزمون شده ، عينيت يافته است و به عنوان يك نظريه قابل اتكا مورد پذيرش قرار گرفته است .

از طرفي، تجربيات مديران توانمند نشان مي دهد، استفاده ازنتايج بحران هاي مشابه درجذب وجلب مخاطبان و"همراه سازي"  آنان، يكي ازاصلي ترين فرآيندهاي عمليات حل بحران است. درچنين شرايطي است كه استفاده از رسانه ها ووسايل ارتباط  جمعي ديگر به عنوان ابزار تلقي نمي شود، بلكه به عنوان يك راهبرد اصلي مي تواند به عنوان قدرت عملياتي عظيمي در اختيار مديران براي  نيل به اهداف  باشد .

 در واقع، دراثرنقش وكاركرد بي بديل وسايل ارتباط جمعي درشرايط  بحران، ديدگاه ابزاري نسبت به رسانه، به نگاه راهبردي تغيير يافتهو رويكردهاي مختلف رسانه اي  براي پوشش رويدادها و جريانهاي بحراني در عرصه جهاني شكل گرفته است .  اين نقش، به ميزاني جدي وبنيادي است كه دردهه گذشته، سايت هاي ويژه  خبري زيادي درشبكه اينترنت پيرامون "رسانه ها وبحران" فعال شده و شيوه  نويني به نام " روزنامه نگاري بحران" درعرصه رسانه هاي مكتوب ووسائل ارتباط جمعی ديداري - شنيداري شكل گرفته است .
 بر مبناي اين ضرورت وازآنجا كه پيرامون نقش رسانه ها دربحرانكتابي به زبان فارسي نگاشته نشده بود، برآن شديدم  تا با نگاهي كلي به تعريف بحران وانواع آن ،‌ فرآيند هاي مديريتي مرتبط به رسانه هادرعمليات اداره بحران را موررد بحث و بررسي قرار دهيم . سپس به حضوررسانه ها در بحرا ن پرداخته و با ديد  تخصصي تر برموضوع "مديريت ارتباطات در بحران " متمركز شويم .
بديهي است كه مديريت بحران ازابعاد و زمينه های گسترده اي برايبحث وبررسي برخورداراست، اما دراين كتاب نویسندگان بيشتر به جنبه هايي ازآن پرداخته اند كه مرتبط  با بحث مديريت ارتباطا ت بحران  است. زيرا درموضوع رسانه و بحران محوريت بحث، درواقع بخش ارتباطات بحران مي باشد. زيرا تعامل ميان اداره كنندگان بحران با رسانه ها وهمكاري وهمراهي مناسب آنان است كه به عنوان كليد موفقيت درحل بحران خوانده مي شود .

ار آنجا كه ، اين كتاب نخستين  تاليفي است كه در زمينه رسانه هاومديريت بحران به رشته تحريردرمي آيد، سعي شده است كه دربرگيري موضوعات، بربرخي جزيي نگري ها ترجيح داده شود. اگرچه ذكرمطالعات  موردي و نمونه هاي عملياتي مي توانست به غناي مباحث كمكنمايد، اما به دليل افزايش حجم  كتاب ترجيح شد كه مطالعات مورديپيرامون رسانه ها وبحران درتاليف مستقل ديگري ارايه شود.

در عين حال، نويسندگان بر  اين باورهستند كه اين تاليف تنها گام كوچكواولیه ای براي طرح موضوع است وتحليل موضوع رسانه ها و بحران  از زواياي گوناگون قابل بحث وبررسی است. ازسوی دیگر، روشن و قطعي است، كه كاركرد هاي حرفه اي رسانه دربحران بسيارمتفاوت تر از فعاليت هاي رسانه اي در شرايط عادي است. تا جائي كه در شرايط بحران ساختارهاي جديد سازماني براي پوشش دررسانه ها شكل مي گيرد كه اين ساختارها از حيث نيروي انساني ،بودجه ، سلسه مراتب سازماني   واستراتژي هاي حركت حرفه اي ازوجوه بسيار سيال ومنعطف ترنسبت به شرايط معمول برخوردارهستند .

از طرفي در شرايط بحران، افكارعمومي  نيز دستخوش تغيير فراوانمي گردد كه در صورت عدم مديريت صحيح افكارعمومي، شرايط بحرانممكن است بسيار پيچيده تر وغير قابل كنترل تر شود. بنابر اين،‌ به نظرمي رسد، تحليل رويكردها و كاركردهاي رسانه اي از زواياي گوناگون ومتنوع، نيازمند پژوهش هاي گسترده ومتعدد است وضروري است که مجوعه ها ي مديريتي با همكاري رسانه ها و وسايلارتباط جمعي با برگزاري همايش ها و كارگاههاي آموزشي ، به بررسيكاركردها ونقش و تاثيررسانه در شرايط بحران بپردازند و زمينه را برايآفرینش آثارتخصصي تردراين زمينه فراهم نمايند .
اميد است استادان، كارشناسان فن، مديران ومحققان گرامي با نقد هايكارشناسانه وهدايت هاي مشفقانه پيرامون كاستيهاي اين اثر، ما را در اصلاح وبهبود آثار آتي ياري نمايند .

 

فريدون وردي نژاد

شهلا بهرامي رشتياني