DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

سیاستگذاری رسانه ای

بررسی عوامل تأثیرگذاربررسانه ها 
مقدمه: 
سیاستگذاری را بیشتربه معنای مدیریت وتصمیم گیری معنا کرده اند. البته درمعنای مراقبت کردن، تعیین استراتژی، بودجه بندی، سازماندهی، کنترل و هدایت نیزآمده است. برای تعریف سیاستگذاری رسانه ای باید سازمان و تشکیلات وهمچنین نیروی انسانی را مورد توجه قرارداد. به طورکلی می توان سیاستگذاری رسانه ای را برنامه ریزی طرح ریزی و اتخاذ تصمیماتی درجهت پیشبرد اهداف سازمانهای رسانه ای با توجه به تشکیلات ومحیط ونیروی انسانی تعریف کرد. درفرایند اتخاذ تصمیمات افراد وگروه های مختلف با زمینه های اجتماعی، فرهنگی، ارزشی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی گوناگون دخالت دارند. درفرایند اتخاذ تصمیم ها، مسأله چند گونگی علا یق و منافع مطرح می شود. به این معنی که هرفرد یا گروه منافع خاص خود را دنبال می کند ومتناسب با اهدافش ازاستراتژی های متفاوتی بهره میگیرد. اما باید دید سیاستگذاری ها تحت چه شرایطی صورت می گیرد. آیا عوامل و انگیزه های جدی، واحدهای تصمیم گیرنده را مورد تهدید قرارمی دهند وآیا تصمیم گیرندگان زمان کافی برای نشان دادن واکنش دراختیاردارند؟ 
اتخاذ تصمیم: 
اتخاذ تصمیمات عقلا یی ومنطقی مستلزم برخورداری ازاطلاعات دقیق ومنابع قابل دسترسی شامل نیروی انسانی متخصص، تکنولوژی و امکانات مالی است. به علاوه تصمیم گیرندگان نیروی لازم برای بهره گیری ازاین اطلاعات و منابع را دارا باشند. اگرچه دسترسی نهادهای تصمیم گیرنده به منابع و کانالهای اطلاعاتی درسیاستگذاری ها دارای اهمیت است. گاه وجود منابع اطلاعاتی گوناگون که داده های متفاوت ومتعارضی دراختیار تصمیم گیرندگان قرار میدهند، دشواری هایی را درفرایند تصمیم گیری به وجود می آورند. درچنین وضعیتی تصمیم گیرندگان به درستی نمیدانند که ازمیان راههای موجود کدام را برگزینند تا به هدفهای خویش نایل آیند. نظام ارتباطی حاکم برنهادهای تصمیم گیرندگان نیزدررسانیدن پیامها واطلاعات، بسیارحائزاهمیت است. وجود موانع ونارسائیهای ارتباطی، سیاستگذاران را با مشکلات بسیاری روبرو می کند، به خصوص دررسانه های خبری که ارتباط حرف اول را می زند. همچنین درنظام ارتباطی چون معمولا ً اطلاعات ازبخش های مختلف نظام جمع آوری می شود، تمامی تصمیم گیرندگان به یک نسبت ازاطلاعات برخوردار نمی گردند وحتی دروضعیتی که اطلاعات یکسانی دراختیار آنان قرارگیرد، همه نمی توانند به تساوی دراتخاذ تصمیمات مهم و استراتژیک مشارکت کنند. گاه سیاستگذاران اطلاعات به دست آمده را با پیش داوریهای خود تطابق می دهند که این امرمی تواند خطرهایی دربرداشته باشد، که تأثیر فرد درتصمیم گیریهای رسانه است. اساس رفتاردرسازمانهای رسانه ای برهدفهای مشخص استواراست که براحساسات وسلیقه های شخصی مبتنی نیست. همکاری افراد، آگاهانه وبراساس درک مشترک ازواقعیت های سازمان است. وقتی افراد فعالیت های خود را دررسیدن به هدفهای عینی هماهنگ می کنند، ناچار باید به طورمستمرتصمیم بگیرند وازمیان گونه های مختلف عملیات، راههایی را انتخاب کنند که بیشترین سوددهی را داشته باشد. وقتی فرد به عضویت یک سازمان درمی آید، سازمان محدودیت های زیادی را ازلحاظ تصمیم گیری ها براوتحمیل می کند وتجلی محدودیت های مزبوردرتقسیم کاردستورالعمل ها، حوزه اقتدار، سبک وشیوه رهبری و فشارهای درونی وبیرونی مشاهده کرد. مسأله دیگری که باید دربحث سیاستگذاری سازمان ها درنظرگرفت، تعیین حوزه اقتداردرچارچوب نظام سلسله مراتب سازمانی است. به این معنا که تصمیمات کلی واستراتژیک درسطوح بالای سازمان اتخاذ می شود و سطوح پائین ترسازمان صرفا ًدرتصمیمات جزئی وکاربردی دخالت می کنند. چنین حالت سلسله مراتبی سبب می گردد تا درهرسطح، تصمیمات گروه های مافوق درمحیط تصمیم گیری مادون به عنوان ارزش های اصلی به حساب آید. به طورطبیعی دراینجا شیوه رهبری درسازمان نقش بسزایی درروند سیاستگذاری ایفا میکند، درمقابل گاه ساختار سازمان تصمیم گیرنده به گونه ای است که تمامی اعضای شرکت کننده درتصمیم گیری می توانند درفضای دموکراتیک ازطریق تبادل نظربخش های مختلف به اتخاذ تصمیم هایی مبادرت کنند که با منافع وهدفهای سازمان سازگارباشد. 
سیاستگذاران چه کسانی هستند؟: 
درسازمان رسانه ای وخبری همه سطوح سازمان دارای نقش هستند وبراساس مثلث ترسیمی وسطوح بالای آن هرچه به سمت بالای تشکیلات برویم، سیاستگذاری کیفی ترخواهد بود وهرچه به سمت پائین تربرویم، سیاستگذاری کمی تر خواهد بود. 
انواع مدلهای تصمیم گیری: 
1. مدل عقلایی: دراین مدل تصمیم گیرندگان باید ازاطلاعات قابل ملا حظه ای درمورد ارزشها، منافع، اهداف والویت های هدفهای گوناگون برخوردار کرده، بتوانند رفتارهای احتمالی آینده را پیش بینی کنند. درچارچوب مدل مزبور، سیاستگذاران درصدد اتخاذ بهترین تصمیم ها هستند. درچارچوب سیاستگذاری داخلی هریک ازتصمیم گیرندگان منطقی بودن رابراساس اولویت های موردنظردرمنافع و اهداف سازمان تعبیر وتفسیرمی کنند. به عنوان مثال ممکن است گروهی ازسیاستگذاران ممکن است به ترتیب اولویت‏های اقتصادی، امنیتی و فرهنگی تصمیم گیری کنند، درحالی که ممکن است گروهی دیگر از تصمیم گیرندگان اولویتهای نخست را به مسائل فرهنگی و ایدئولوژیک اختصاص دهند. به طور کلی به سبب وجود عوامل محدودکننده متعددی که درمحیط تصمیم گیری وجود دارد، بهره گیری ازچنین مدلی بسیارپرهزینه ووقت گیراست و به لحاظ محدودیت هایی که درمهارتها، اطلاعات و انگیزه ها وجود دارد، تصمیم گیرندگان دراتخاذ تصمیم های عقلا یی با دشواری های بسیارمواجه می شوند. 

2. مدل رضایت بخش: ازآنجایی که بهره گیری ازمدل عقلا یی به سادگی میسرنیست، تصمیم گیرندگان با درنظرگرفتن محدودیت های موجود قادربه اتخاذ " بهترین" تصمیم درمعنای اقتصادی آن نیستند، لذا به تصمیم های رضایت بخش بسنده خواهند کرد. سیاستگذاردراین مدل تنها به رضایت بخش بودن تصمیم ها توجه دارد وبه محض آنکه تشخیص دهد یکی ازانواع مختلف تصمیم، اورا درجهت رسیدن به هدف اصلی هدایت می کند وهمزمان برخی ازنیازهای جنبی او را نیز تأمین می کند، آن را ازمیان سایرگزینه ها برمی گزیند وازتلا ش برای یافتن بهترین راه خودداری می کند. مشکل این مدل دراین است که تصمیم هایی گرفته شده ممکن است ازنظرگروهی ازتصمیم گیرندگان، رضایت بخش وازنظرگروهی دیگرغیررضایت بخش باشد. 
3. مدل فزاینده: این روش، روش محافظه کارانه است وتصمیم گیرندگان درصدد تغییرات بنیادی واساسی درتصمیم های قبلی نیستند، زیرا تصورمی کنند که دگرگونی عمده درسیاستگذاری ها ممکن است مشکلا ت گوناگون وغیرقابل کنترلی درایجاد سازش و توافق میان سیستم سیاسی و محیط آن ازلحاظ تبدیل نهادها(خواسته ها ومنافع) به داده ها(تصمیم ها) به وجود آورد. براین اساس در آغاز فرایند تصمیم گیری ممکن است درجه عقلایی بودن تصمیمات به میزان مطلوب نباشد ولی به مرور سیاستگذاران به اطلاعات جدیدی دسترسی پیدا می کنند که برمیزان عقلا یی و منطقی بودن آنها افزوده می شود. به این ترتیب هر اندازه اختلا ف میان خط مشی های جدید و تصمیم های قبلی کمترباشد، تصمیم گیرندگان با مشکلا ت کمتری مواجه خواهند شد. سیاستگذارانی که درمدل فزاینده اقدام به اتخاذ تصمیم می کنند به هیچ وجه خواهان تغییر عمده درسیاست ها و تصمیمات پیشین نیستند. 
4. مدل بینش فوق العاده تأکید این مدل بربرخورداری برخی ازتصمیم گیرندگان وسیاستگذاران ازتوانائیها، استعدادهای فوق العاده، ابتکارات، نوآوری و خلا قیت است، به گونه ای که درپاره ای ازموارد وجود این گونه توانائیها نظرها و نقش سایر عوامل و نهادهای تصمیم گیرنده را تحت الشعاع خویش قرارمی دهد. دراین مدل عقیده برآن است که تصمیم گیرندگانی که ازبینش فوق العاده برخوردارند، عناصرکلیدی سیاستگذاری محسوب می شوند. گاه ازاین افراد به عنوان شخصیت های بزرگ وتاریخی وانسانهای استثنایی نام برده شده است. 
5. مدل مختلط: دراین مدل سعی می شود به نوعی نارساییهای موجود در مدلهای فزاینده و عقلا یی به حداقل ممکن کاهش پیدا کند وبراساس این مدل تصمیم گیرندگان به طور همزمان جنبه ها و دیدگاههای خرد و کلان را درسیاستگذاری مورد توجه قراردهند، یعنی سیاستگذارتحت تأثیر امکانهای موجود کوشش می کند، ضمن اینکه برای اتخاذ استراتزی معین تمامی جوانب را درنظرمی گیرد. ممکن است با توجه به امکانهای موجود درمقاطع و تحت شرایط ومقتضیات گوناگون سیاستگذاران حوزه بررسی خویش را محدود یا وسیع سازند. 
تصمیم گیری درسطوح مختلف: 
بطورکلی می توان گفت تصمیم گیری دررسانه ها دردوسطح انجام می گیرد: 
1- سطوح بالای سازمان به اتخاذ تصمیماتی ارزشی می پردازند که طی آن خط مشی های کلی واستراتژی ها تعیین می گردد. 
2- تصمیم های مربوط به اموراجرایی و به طور کلی تصمیماتی که ازدرجه اهمیت کمتری برخوردارند درسطح پایین اتخاذ می شوند. 
تعیین استراتزی ها: 
سیاستگذاری به صورت کلان فرارازتهدیدها وخلق فرصت هااست. سازمانها موقعی مدیریت می شوند که سیاستگذاری وخط مشی داشته باشند. برای برنامه ریزی که دراصل پیش بینی آینده است باید به درون وبرون سازمان توجه شود. برای برنامه ریزی وپیش بینی عملیات آینده ما باید درکاررسانه ای برای انطباق با محیط وهمراه شدن با آن به ساختن محیط و اثرگذاشتن روی محیط بیاندیشیم ودراصل سیاستگذار ومدیررسانه ای وخبری به اقتضای شرایط منطبق نمی شود، بلکه محیط و آینده را می سازد وفرق بین یک مدیررسانه ای با مدیرسایرسازمان ها دراین است که او منطبق می شود ولی ما دگرگون می سازیم و دراین دگرگون سازی و ایجاد فرصت های نوافکارعمومی نقش اساسی دارند. 
تعیین استراتژی(انواع): 
برای تعیین استراتزی ها یعنی راههای وصول به هدف و نقشه و راهنما درهرزمینه کاری استراتژی های فراوانی وجود دارد، برای کارخبری مهمترین استراتزی های موجود عبارتند از: 

1- استراتژی تمایز: یعنی ما می خواهیم خبری بدهیم که تک و بی رقیب باشد وهیچ همتایی نداشته باشد وهرمیزان امکانات وهزینه بخواهد اشکال نداشته باشد.2- استراتژی حداقل هزینه: 
می خواهیم خبر خوب تهیه کنیم، به ارزانترین هزینه و مخارج. 
عوامل مؤثربررسانه های خبری: 
1- ارزشها و اعتقادات(ایدئولوژی): ارزشهای جوامع راه و رسم و شیوه زندگی جوامع هستند. دروضعیتی که میان برداشتها واعتقادات سیاستگذارواطلاعات به دست آمده ناسازگاری وجود داشته باشد، ممکن است ولی یه اشکال گوناگون واکنش نشان دهد. ازجمله ممکن است براعتقادات و برداشت های خود اصرار ورزد. 
به طورکلی ایدئولوژی ازچند طریق به هدفها وکنشهای سیاسی ارتباط پیدا می کند: 
الف- ایدئولوژی یک چارچوب ذهنی به وجود می آورد تا براساس آنها سیاستگذاران واقعیت ها را درک کنند. دراین روند اطلاعات و پیامهای دریافت شده ازمحیط معنا و مفهوم پیدا می کند درطبقه بندی خاص مورد تفسیروتبیین قرارمی گیرد. 
ب- ایدئولوژی نوعی نظام اخلا قی به دست می دهد که براساس هنجارهای اخلاقی ناشی ازآن می توان رفتارها وداده های درست و نادرست را ازیکدیگر تمیز داد. 
ج- ایدئولوژی تنها یک راه ازمیان راههای گوناگون برای اتخاذ تصمیم جلوی سیاستگذاران قرار می دهد که این راه باید درچارچوب ایدئولوژی تصمیم گیرنده باشد. 
2- اهداف وعوامل درون سازمانی: یاستگذاران با توجه به اهداف و سیاستهای داخلی سازمان خبری اقدام به تصمیم گیری می کنند وبرنامه خودشان را مشخص می نمایند. 
3- عوامل برون سازمانی: ازجمله عوامل برون سازمانی می توان به گروههای فشار اشاره کرد. 
گروههای فشار گروههایی هستند که سعی دارند قدرت حاکم را بدون آنکه آن را تصرف کنند، تحت تأثیر قراردهند. گاهی اوقات یک رسانه خبری تحت تأثیر عوامل برون سازمانی قرار می گیرد و درجهت اهدافی غیرازهدف مورد نظر خود حرکت می کند. 
دکتر فریدون وردی نژاد