DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

جریان اطلاعات و چالش های کشورهای کمتر توسعه یافته
چكيده 
تكنولوژي هاي ارتباطي و اطلاعاتي لحظه به لحظه رشد مي كنند. هرروز و هر ساعت بر تعداد و قابليت هاي آن ها افزوده مي شود . با تلاش دولت ها براي ارتقاء ميزان توانمندي اطلاعاتي و همچنين توسعه يافتگي بيشتر به همان اندازه كه بر سرعت رشد فناوري هاي ارتباطي واطلاعاتي درجهان افزوده مي شود ، تعداد پرشماري از انسان ها از دستيابي به اطلاعات و اخبار بدليل عدم دسترسي به تكنولوژي هاي ارتباطي ، فقدان مهارت هاي كافي ، محدوديت هاي اقتصادي و فرهنگي و سياسي محروم مي مانند . 
آنها گروهي از ساكنان جوامع دورافتاده تر از مراكز اصلي قدرت و توزيع امكانات در مناطق نابرخوردارو ياحتي ممكن است ساكن يكي از برخوردارترين شهرها باشند‌. 
جریان الکترونیکی داده ها می تواند با زیربسترهای مناسب،تاحدودی این دسترسی ها را تسهیل نماید. 
مقدمه 
در مطالعه تاريخ جوامع بشري ‍، تا حدود نيمه دوم قرن بيستم ، به دو نوع جامعه كشاورزي و صنعتي بر مي خوريم . قدرت جامعه كشاروزي به حدود پانزده هزارسال قبل از ميلاد برمي گردد . در اين نوع جوامع اصلي ترين شغل كشاورزي و عمده ترين سازمان مزرعه بوده است . ابزارهاي اصلي در جوامع كشاورزي زمين ، شبكه آبياري و دام جهت حمل ونقل بود . از اواسط قرن هجدهم ميلادي استفاده از ماشين و فنون جديد سرعت قابل توجهي به خود گرفت و باعث ايجاد جامعه صنعتي شد . در اين جامعه اشتغال عمده ، كار دركارخانه ها وسازمان عمده كارخانه مي باشد . در جامعه صنعتي امكانات حمل ونقل ، جاده ها و شبكه هاي آب وبرق از ملزومات اصلي است . 
در هردوجامعه فوق ، فناوري مورد استفاده در ارتباطات يك سويه است . در جامعه كشاورزي امكان انتقال پيام عمدتا از طريق نوشتن ميسر بود ، ودر جامعه صنعتي علاوه بر نوشته و چاپ ؛ راديو ، تلويزيون ، فيلم ، سينما ، و تلفن از ابزازهاي ديگر انتقال پيام بودند . 
در نيمه قرن بيستم با رشد فناوري هاي ارتباطي ونيز نياز روزافزون به اشكال مختلف اطلاعات ، نطفه دوران جديدي بسته شد كه در آن حيات جوامع به شدت به گردش اطلاعات وابسته گرديد . در اين دوران برخلاف دوران تمدن صنعتي كه جهان روزبه روز گسترده تر مي شد ، جهان رو به سمت كوچك شده ويا به تعبير مك لوهان "دهكده جهاني" پيش مي رود. تغيير رويكرد از فناوري مولد به فناوري اطلاعات آغازگر مرحله جديدي از حيات بشري شده است كه مهمترين ويژگي اش سرعت بيشتر و اتكا به اطلاعات به عنوان ماده خام مورد نياز صنايع مي باشد . برخلاف عصر صنعتي كه در آن مهمترين ايده ، ايده تقسيم كار آدام اسميت و تخصصي كردن و تك بعدي نگري بود ، دراين دوران تدريجا نوعي ديدگاه جامع نگري بر امور سايه انداخت ( منتظر ، 1381 ) . 
توسعه روز افزون اين ديدگاه و رسوخ آن در نسوج مختلف جامعه و تاثيرگذاري بركليه مناسبات اجتماعي موجب شد بسياري از متفكران و انديشمندان باور كنند كه جامعه جديدي در حال تكوين است كه با جامعه صنعتي تفاوت هاي آشكار دارد . جامعه صنعتي براي افزايش كار بدني انسانها به نيروي دروني موتورها نيازمند بود ، اما جامعه جديد براي افزايش كار ذهني به فناوري رايانه و ارتباطات نيازمند است . 
به اين ترتيب " جامعه اطلاعاتي " شكل گرفت . دانيل بل (محسني ، 1380) از جامعه اطلاعاتي به عنوان "جامعه فراصنعتي " ياد مي كنند . او معتقد است كه جامعه فراصنعتي از مرحله توليد كالاها به صنعت خدمات انتقال يافته است و دانش تئوريك در آن تحول بنيادي يافته است و دانش و نوآوري به يك منبع راهبردي و متحول كننده مبدل شده است . جامعه جديد عمدتا ناظر بر اطلاعات ، فناوري و دانش است . كانون اصلي صورت بندي مدرن متاخر جهان و جامعه قرن 21 و هزاره سوم ميلادي مفهوم كانوني اطلاعات است . در واقع " اطلاعات " مهمترين نقش را هم در ايجاد اين تحول و هم در اداره اين جامعه نو ظهور به عهده دارد . به اعتقاد ويليام مارتين (محسني ، 1380 ، ص 21 ) " جامعه اطلاعاتي " جامعه اي است كه در آن كيفيت زندگي ، همانند چشم اندازهاي تحول اجتماعي و توسعه اقتصادي ، به ميزان رو به تزايدي به اطلاعات و بهره برداري از آن وابسته است . در چنين جامعه اي استانداردهاي زندگي ، الگوهاي كار و فراغت ، نظام آموزشي و بازار كار به ميزان كاملا محسوسي تحت الشعاع پيشرفت هايي قرار گرفته اند كه در قلمرو " اطلاعات " و دانش هاي روي داده است . 
به طور كلي مي توان ظهور جامعه اطلاعاتي را مقارن چند تحول مرتبط با يكديگر برشمرد كه عبارتند از : 
- كوتاه شدن فاصله ها و تبديل شدن به مجموعه اجتماعي واحد ( جامعه جهاني ) 
- گردش اطلاعات به مثابه شريان اصلي حيات جامعه 
- تبديل شدن اطلاعات به كالا 
اطلاعات چيست ؟ 
براي پيگيري بحث قبل ازهمه بايد به خود " اطلاعات " پرداخت . اطلاعات كه عنصر اصلي جامعه اطلاعاتي مي باشد چيست ؟ 
واژه اطلاعات در زبان لاتين به شكل " Information " به معناي تصوير ، آموزش و شكل دهي بوده است و در زبان فرانسه به شكل " Le information " به معناي پردازش و گردآوري حقايق از طريق تحقيقات حقوقي است . از ديد علوم انساني مي توان گفت كه اطلاعات چيزي است كه عامل ارتباط است ، چيزي حقيقي ، ارزشمند ، مفيد و كارا كه معمولابا دانش همتراز مي گردد . (Moulana, 1997, p.25) 
برخي اطلاعات را پديده اي شناختي مي دانند كه هر تغييري درعقيده يا الگوهاي شناختي فرد را ارائه مي كند. از نظر برخي ، اطلاعات فرايند تجربي تعامل با جهان پديده هاست . اطلاعات حاصل آگاهي و هوشياري است ؛ اطلاعات فراوده ناملموس دانش موجود در ذهن شخص و موضوع تفسير تجربيان ذهني وي مي باشد . اطلاعات همچنين به عنوان پديده زبان شناسي جنبه گزاره اي جملات يا مجموعه اي از جملات پنداشته شده است. . اطلاعات همچنين به معناي نتيجه پردازش داده ها تلقي شده است . پيتر دراكر معتقد است " هدف از ويژگي هاي اطلاعات است . اطلاعات نه تنها داري قابليت تاثير گذاري برگيرنده است بلكه خود نيز شكل خاصي دارد و براي هدف خاصي سازمان مي يابد . داده ها زماني به اطلاعات تبديل مي شوند كه ارائه دهنده آنها معني و مفهوم خاصي به آنها ببخشد . با افزودن ارزش به داده ها ، در واقع آنها را به اطلاعات تبديل مي كنيم " ( داونپورت ، 1379 ،ص 26 ) . 
دانش چيست ؟ 
معمولا اطلاعات با دانش هم تراز در نظر گرفته مي شود در صورتيكه دانش نه داده است و نه اطلاعات ؛ هرچند كه به هر دو مربوط است اما تفاوت آنها لزوما ماهوي نيست ، بلكه صرفا از نظر مراتب با هم متفاوت اند . دانش تركيبي سازمان يافته از داده هاست كه با مجموعه اي از قواعد ، رويه ها وعمليات آموخته شده از طريق تجربه و تمرين درون سازي شده است. بنابراين دانش را درك ، آگاهي يا شناختي كه در طول زمان از طريق مطالعه ، تحقيق ، مشاهده و تجربه به دست مي آيد تعريف كرده اند . دانش تلفيق تفكر با اطلاعات است ؛ و در واقع تفسيري فردي از اطلاعات بر پايه تجربيات ، مهارت ها و توانمندي هاي شخصي است (Bollinger, 2001) . 
صاحب نظران دانش را درقالب طبقه بندي هاي دوگانه تقسيم كرده اند : شخصي در مقابل اجتماعي ، سازند د رمقابل ساختار ، سخت افزاري در مقابل نرم افزاري ، و دانش ضمني د ربرابر دانش آشكار . دانش آشكار دانشي است كه به روشني تدوين و تعريف و به سادگي و بدون ابهام تبيين و در پايگاههاي اطلاعاتي رمزگذاري و ذخيره شده است . دانش ضمني دانشي غيرآشكار است كه درذهن افراد وجود دارد و اغلب توصيف و انتقال آن مشكل است . پوپر (حري ، 1372 ) نيز دانش را به دو مقوله دانش عيني و ذهني تقسيم كرده است . 
به تعبير پوپر، دانش عيني كاملا مستقل از ادعاي هر فرد براي دانستن ، پذيرفتن ، تاييد يا عمل به آن است . دانش به معناي عيني آن ، دانش بدون داننده و معرفت بدون عامل شناسنده است و مستقلا وجود دارد . دانش ذهني شامل حالات ذهني يا شعوراست . 
 
تفاوت اطلاعات با دانش 
به عقيده ماتسيچ اطلاعات بايد با دانش مساوي پنداشته شود . اگر اين كار صورت گيرد مانند اين است كه حاكم و مردمي كه اين حكومت را به وي ارزاني داشته اند يكسان فرض شوند . اگرچه دانش بر روي اطلاعات مربوط تكيه دارد ، اما دانش يك عنصر آفريننده دارد كه اطلاعات فاقد آن است ( در ماتسيشي ، 1387 ) . 
جس شرا نيز قايل به تمايز ميان اطلاعات و دانش است. ازنظر او اطلاعات درونداد دانش است و همواره از راه حواس دريافت مي شود ، صرف نظر از آنكه چه دستگاههايي بين ارسال كننده و گيرنده عمل مي كنند . واژه اطلاعات اسم جمع براي بخشي از كل آن چيزي است كه مي توان شناخت بنابراين ، اطلاعات واژه مناسبي به جاي دانش نيست . از نظر شرا ، دانش آن چيزي است كه فرد ، گروه يا يك فرهنگ مي داند . بنابراين " داده " ، 
" اطلاعات " و " دانش " مفاهيم نسبي هستند . همه دانستني ها با " داده " ها و وقايع پالايش نشده شروع مي شوند . هنگامي كه زمينه هايي به آنها افزوده مي شود به 
" اطلاعات " تبديل مي شوند . زماني كه اطلاعات استنباط شود تبديل به آگاهي مي شود . آگاهي تركيب شده با يقين به " دانش " تبديل مي شود . ( تاونلي ، 1380 ) 
 
انواع اطلاعات 
علاوه بر تعاريف مختلف در مورد اطلاعات ، تقسيم بندي هاي متفاوتي از آن نيز ارائه شده است . در يك تقسيم بندي ، اطلاعات به سه نوع مطرح شده است : 
الف ) اطلاعات شفاهي 
ب ) اطلاعات مكتوب 
ج ) اطلاعات ديدار و شنيدار ي ( Peterson , 1996) 
اطلاعات شفاهي معمولا از طريق از طريق سخنراني ها ، ميزگردها ، سمينارها ، گردهمايي ها و نشست هاي دوجانبه مبادله مي شود . اطلاعاتي كه به صورت شفاهي منتقل مي شود مي تواند نتيجه تحقيقات و مطا لعات افراد باشد ويا اينكه صرفا بازگويي نظريات و تجربيات گذشته افراد وسازمان ها را در بر گيرد اين نوع تبادل اطلاعات ممكن است به توليد اطلاعات جديد منجر شود ويا اينكه جنبه آموزشي داشته باشد در هر حال به نوعي ارتباط دو جانبه يا جند جانبه منجر خواهدشد . 
اطلاعات مكتوب اطلاعاتي است كه درقالب يك نوشته ازجمله : كتاب ، نامه ، روزنامه ، مجله و ديگر اشكال مكتوب درآمده و قابل انتقال و استناد است . اطلاعات مكتوب كه امروزه در قالب الكترونيكي نيز توليد و توزيع مي شود ، سهم عمده اي از انتقال اطلاعات علمي و فرهنگي را بر عهده گرفته است كه با گسترش شبكه هاي رايانه اي اين نفش نيز برجسته تر مي شود . 
منظور از اطلاعات ديداري و شنيداري ، اطلاعاتي است كه از طريق سخن پراكني ها وبه شكل فيلم ، راديو و تلويزيون و بخش ماهواره اي منتقل مي شود و اين قسمت نيز به نوبه خود تاثير قابل ملاحظه اي در جريان اطلاعات دارد و با پيشرفت هاي روز افزون در فناوري ماهواره اي ، اين تاثيرات عميق تر مي شود . آنچه در اين نوع اطلاعات بيشتر مورد تامل است ، زير ساخت هاي ملي و بين المللي است كه ميزان مشاركت هر كشور را در انتقال اطلاعات و توليد و توزيع آن تعيين مي كند . ( حسن زاده ، فتاحي ، 1383 ) 
 
جريان اطلاعات 
جريان اطلاعات فرايندي است كه در طول آن ، اطلاعات از يك منبع توليد كننده به مصرف كننده منتقل مي شود . جريان اطلاعات دردو بخش جداگانه قابل بررسي است جريان ملي اطلاعات و جريان بين المللي يا جهاني اطلاعات . جريان ملي اطلاعات عبارت است از حركت اطلاعات در داخل مرزهاي ملي ، ميان افراد ، موسسات و سازمان ها كه از تجانس و همگوني نسبي برخوردار است ؛ ولي جريان بين المللي اطلاعات حوزه اي وسيع را در بر مي گيرد و حركت پيام ها و اطلاعات را در ميان مرزهاي ملي ، بين دويا چند نظام ملي و فرهنگي شامل مي شود ، كه تنوع ، گستردگي و حجم اطلاعات مورد مبادله از ويژگي هاي بارز اين جريان به حساب مي آيد . و عوامل زيادي از جمله اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي ، حقوقي و فناوري را رد بر مي گيرد. ( Borthnick , 1981 ) 
در جريان اطلاعات سه ركن اصلي : چرخه اطلاعات ( توليد ، توزيع و مصرف ) ، زير ساخت ها و " موجوديت ها " دخالت دارند . موجوديت ها از سه ركن موجوديت شخص ، دولت ها و موجوديت هاي فراملي تشكيل شده است كه تعامل ميان آنها انواع جريان هاي اطلاعات را رقم مي زند . در داخل هر يك از اين جريان ها ي اطلاعات ، چهار عامل اساسي تعيين كننده مسير و نوع جريان است ك عبارتند از : ماهت قدرت ، ماهيت منابع ، نظامها ارزشي و زيرساختهاي ملي و بين المللي . قدرت حاکم بر جامعه و قدرت و توانايي هر موجوديت ، مسير جريان اطلاعات ميان اشخاص ، دولت و موسسات فراملي را تعيين خواهد كرد . به همان ميزان ، منابع اقتصادي ، اطلاعاتي و اوليه موجود دراختيار هر موجوديت در تعيين جهت جريان " از" و يا " به سوي " آن موجوديت موثر است . نظام هاي ارزشي جامعه نيز يكي از عواملي است كه مي تواند شدت و ضعف جريان اطلاعات ميان اشخاص ، دولت ها و موسسات فراملي را تعيين كند و درنهايت وجود زير ساختهاي فني و فناوري مورد نياز براي برقراي جريان اطلاعات ، تا حدودي وضعيت و كيفيت جريان اطلاعات در سطوح مختلف را شامل مي شود و هر جامعه اي كه زيرساختهاي فرهنگي ،اجتماعي ، سياسي ، حقوقي و فني اطلاع رساني را فراهم آورده باشد به همان اندازه در جريان بين المللي نقش و سهم خواهد داشت . ( حسن زاده ، فتاحي ، 1383 ) 
 
اهميت مطالعه جريان اطلاعات 
آنچه مطالعه درمورد جريان اطلاعات را ضروري مي سازد عبارت از : 
1. رشد فناوري هاي نوين اطلاعات و ارتباطات و استفاده و تاثير آن بر ماهيت ، ميزان و محتواي اطلاعات 
2. آگاهي روزافزون دولت ها ، ملتها ، موسسات ، گروه ها و اشخاص درباره اهميت جريان اطلاعات، عدم تعادل و پيامدها و تاثيرات آن در فرايند تصميم گيري ملي ،‌ بين المللي و هنچنين بر زندگي روزمره مردم جهان . 
3. تعداد رو به گسترش فعالان ملي و بين المللي درتمام جنبه هاي جريان اطلاعات با مقاصد اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و به ويژه جنبه هايي مانند تجارت ، بازاريابي ، آموزش و فرهنگ . 
4. علايق روبه رشد مطالعات تطبيقي ميان فرهنگي درباره عقايد عمومي و تصاوير ملي كه باعث انگيزش به سوي تحقيقات بيشتر مي شود . 
5. بحث هاي مربوط به نظم نوين اقتصاد بين المللي و نظم نوين جهاني اطلاعات و ارتباطات از دهه 1970 مبني بر اعلاميه يونسكو درباره جريان اطلاعات و سياست هاي ارتباطات و مطرح شدن بحث مربوط به جوانب اقتصادي و ارتباطي منابع جهاني . 
 
انواع اطلاعات از ديدگاه جريان اطلاعات 
اطلاعات را از ديدگاه جريان اطلاعات مي توان به سه دسته عمده تقسيم كرد : 
1. اطلاعات داشته 
2. اطلاعات نگاشته 
3. اطلاعات برداشته 
اطلاعات داشته : اين نوع از اطلاعات ناظر بر دارايي هاي اطلاعاتي يك شخص يك جامعه يا يك نظام است كه مي تواند به دو صورت ذهني و عيني وجود داشته باشد و داشته هاي ذهني مردم ، تعاملات ميان افراد ، چگونگي انجام امور روزمره ، طرز حل مسائل و مواردي از اين قبيل ، اطلاعات داشته ذهني يك جامعه را تشكيل مي دهد كه همه جوامع كم و بيش از اين نوع " اطلاعات داشته " را دارند و ازاين جهت نمي توان جوامع را به " دارا " و " فقير "‌ و يا " شمال " و " جنوب " و مانند اينها تقسيم كرد . اطلاعات داشته عيني جوامع ، كتابها ،‌نشريات ، پايگاههاي اطلاعاتي ،‌روزنامه ها ، مجلات موجود در يك جامعه را از لحاظ كمي در بر مي گيرد . از نظراطلاعات داشته عيني مي توان تا حدودي ميان جوامع تقسيم بندي هايي انجام داد . ولي با توجه به اينكه كم وبيش ، بيشتر كشورها و ملل ، شكل هاي مختلف عيني اطلاعات را خريداري مي كنند ، فاصله ها چندان گسترده نيست ، هرچند كه باز دراين مرحله فاصله ها مي تواند زياد باشد ، زيرا عوامل مختلفي از جمله زيرساخت هاي فني مانند چاپ و تكثير ، زيرساختهاي سياسي مانند تمايل و اراده دولت ها درپشتيباني و يا امتناع و جلوگيري از انتشارو حتي خريد نشريات وزير ساخت هاي فرهنگي مانند رواج فرهنگ نوشتاري وموارد مشابه در اين امر دخيل است . اين تفاوتها يا محسوس نيست ويا به تنهايي تعيين كننده نيست . 
اطلاعات نگاشته : مقصود از اطلاعات نگاشته ، اطلاعاتي است كه درقالب يك نظام ،‌محمل ويا مجموعه منسجم به منظور ارائه ، انتقال و توزيع گردآوري شده باشد . در جريان اطلاعات اطلاعات تگاشته به دو شكل چاپي و غير چاپي انتقال مي يابد . اطلاعات نگاشته چاپي شامل كتاب ها ،‌ نشريات ، چكيده نامه ها‌،‌ كتابشناسي ها ،مجموعه مقالات و غيره مي باشد . در شكل غير چاپي اطلاعات نگاشته ، قالب هاي الكترونيكي ، چند رسانه اي ، مواد ديداري و شنيداري ، فيلم و سينما و برنامه هاي راديو وتلويزيوني جاي مي گيرد ، كه شاخص اصلي تمايز ميان موسسات ، سازمان ها ، كشورها و نظام اجتماعي است . در اين مرحله كشورهاي قدرتمند با تاثير گذاري بر محمل ها و شكل دهي اطلاعات ، ارزش ها ، خواسته ها ،‌آرمان و داشته ها ي خود را به ديگران عرضه مي دارند كه در بيشتر اوقات به نوعي تحميل نيز تبديل مي شود . در اين نوع اطلاعات ،‌ توانايي و ظرفيت توليد هر ملتي تعيين كننده مقام و موقعيت آن ملت در جريان جهاني اطلاعات است و هر ملتي نظام ،‌محمل يا مجموعه برتر را در اختيار داشته باشد و داراي انتشارات قدرتمند ،‌ راديو- تلويزيون قوي ،‌ نظام اطلاع رساني منظم و نظام هاي ماهواره اي منسجم تري باشدند ،‌يه همان اندازه در جغرافياي سياسي اطلاعات ، تاثير گذارتر خواهد بود . درست در اين نقطه است كه جهان به دو قطب ، شمال و جنوب تقسيم مي شود و فقر اطلاعاتي به وجود مي آيد و جريان يك سويه و يا دو سويه شكل مي گيرد . هر كشوري كه درمرحله نگاشت اطلاعات موفق تر باشد ، به تبع آن در جريان جهاني اطلاعات نيز از قدرت و تاثير بيشتري برخوردار خواهد بود. 
اطلاعات برداشته : همان گونه كه ديديم ، اطلاعات داشته و اطلاعات نگاشته به مرحله شناسايي ،‌ شكل دهي و انتقال اطلاعات مربوط مي شود . چنانچه از اطلاعات داشته و نگاشته ،‌محتواي مناسب عملكرد نظام اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي ،‌فني و .... جامعه خود را به دست آورده باشيم به " اطلاعات برداشته " دست يافته ايم كه معادل " دانش كاربردي و عملياتي مي باشد. اگر كشوري بتواند با استفاده از برنامه ريزي هدفمند اطلاعات برداشته سازمان هاي خود را ارتقاء بخشد ، مي تواند فاصله خود را با كشورهاي پيشرفته كاهش دهد . تا زمانيكه اطلاعات موجب تغيير و يا تكمل رفتار ، نگرش و رويكردها و عملكرد شخص يا جامعه نشود و تاثير اطلاعات درقالب نتايج تصميم گيري هاي حاصله از آن تمود پيدا نكند ، اطلاعات برداشته مطلوب درجامعه حاصل نشده است . كشورهايي كه مي خواهند از لحاظ سياسي ،‌ ديگر كشورها را درراستاي منافع خود تحت تاثير قرار دهند ، ار حوزه هاي فرهنگي ، سياسي و نگرشي جامعه مقابل ، از طريق ايجاد اطلاعات برداشته و القاي نظريات خود اعمال نفوذ مي كنند. اين حوزه ، حوزه اي است كه از سخن پراكني ، پخش هاي ماهواره اي واستفاده وسيع از اينترنت و ديگر فناوري هاي پيشرفته استفاده مي كنند تا برداشته ها جوامع مختلف را طبق دلخواه خود شكل دهند . ( حسن زاده ، فتاحي ، 1383 ) 
 
جريان آزاد اطلاعات 
افكارعمومي درعرصه بحث آزاد شكل مي گيرد . افكار عمومي برآيند ديدگاههاي مشترك تعداد زيادي ازمردم يك جامعه درباره مسائل اساسي وعمومي زندگي جمعي است از طرفي موضع گيري هاي فردي و اجتماعي تابعي از شناخت و اطلاعات است كه از محيط پيراموني دريافت مي شود . بنا براين ، كيفيت ، دسترس پذيري و انتقال اطلاعات بر كار آمدي افكار عمومي عميقا تاثيرخواهد گذاشت . 
" آزادي اطلاعات " يا " جريان آزاد اطلاعات " تبيجه طبيعي و حق اوليه آزدي بيان و عقيده است . همچنان كه توليد اطلاعات درسطح ملي و بين المللي رشد مي يابد ، دسترسي مناسب به آن نيز به عنوان ابزاري كه موجب كاهش وابستگي اقتصادي ،‌ سياسي و فرهنگي مي گردد ، اهمييت پيدا مي كند . بنا براين آنچه در جريان آزاد اطلاعات از اهمييت ويژه اي برخوردار مي گردد توزيع اطلاعات است . رشد فناوري ارتباطات ، گسترش بازار ملي و بين المللي ، و وضع مقررات و سياست هاي صنعتي باعث شده است كه مرحله توزيع به صورت مهم ترين حلقه زنجير نظامهاي اطلاعاتي درآيد . 
در جوامع كنوني اطلاعات و دسترسي به آن قدرت محسوب مي شود، ( مولانا ، 1371 ) زيرا دسترسي به اطلاعات و توان بهره وري از آن مي تواند برخي از كشورها را ازنظرمزيتهاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي برساير كشورها رجحان دهد . بدون شك جريان آزاد اطلاعات در سطح ملي موجب جلوگيري از فساد و تصميمات خودكامه مي گردد ،‌زيرا تصميم گيرندگان جامعه را واداربه پاسخگويي و تصميم گيري هايي منطقي در امور اقتصادي و مديريت خواهد كرد و مشاركت مردم را درسرنوشت خود تسريع مي كند . زيرا تصور بر اين است كه از طريق شبكه هاي الكترونيكي جهاني مقادير متنابهي اطلاعات به سرعت درطول مرزهاي ملي جا به جا مي شوند و علاوه بر اين از اشكال مختلف سانسور سنتي نيز در امان هستند . اما در سطح بين المللي درسايه تنش هاي منافع متضاد دولت ها ،‌آزادي جريان اطلاعات بيشتر به نفع كشورهاي پيشرفته است . 
اطلاعات تا استفاده نشود ارزشمند تخواهد بود . ارزش اطلاعات در مصرف آن است . فعاليتهاي حرفه اي دانشمندان ، فناوران ،محققان ، دانشگاهيان ، مديران و.... انتقال موثر اطلاعات را اجتناب نا پذيرمي سازد جريان اطلاعات مستلزم وجود عوامل اساسي زير است : 
1. " منبع اطلاعات " يا " توليد كننده پيام " يا فرستنده 
2. پيام يا اطلاعاتي كه ارسال مي شود 
3. انتقال دهنده يا كانال ارتباطي ، محمل يا رسانه اي كه از طريق آن پيام منتقل مي شود و جريان مي يابد . 
4. دريافت كننده يا بهره گير ( گيرنده ) كه پيام را به دانش تبديل مي كند . 
رابطه بين اين عوامل اساسي به شكل زيرترسيم شده و به عنوان فرايند ارتباط نامگذاري شده است : 
(فرستنده ) ( اطلاعات ) ( گيرنده )‌ 
منبع پيام پيام مقصد 
 
كانال ارتباطي 
 
( فرايند ارتباط ) 
 
به منظور برقراري ارتباط و ايجاد هم زباني بين فرستنده ( منيع پيام ) و گيرنده ( مقصد) دو گام ديگر بايد درفرايند ارتباط برداشته شود . گام اول رمزگذاري ( كد گذاري ) پيام مورد انتقال در فرمي مناسب براي انتفال است كه مي تواند به شكل علائم ، نشانه ها ، واژهاي گفتاري و نوشتاري و غيره باشد . به هرحال براي تكميل عمل انتقال ، پيام بايد توسط گيرنده رمزخواني و رمزگشايي ( كدشكني )‌شود. به طور كلي درفرايندانتقال اطلاعات از يك واحد به واحد ديگر ،‌ فرستنده پيامي را از منبع اطلاعات يا محركي را از مجموعه محرك ها انتخاب مي كند و آن را از طريق شبكه يا كانال موجود و معمولا پس از تبديل آن به نشانه ها براي گيرنده ارسال مي كند . گيرنده ،‌پس از رمز گشايي پيام ،‌ آن را در انباره اطلاعات خود جاي مي دهد . اطلاعات دريافت شده توسط گيرنده پردازش و به دانش تبديل مي شود اين فرايند درقالب جديد زير ترسيم شده است . 
 
منبع رمزگذاري پيام رمز گشايي مقصد 
 
( فرايند ارتباط )‌ 
 
 
ادوين امري ( در :‌ ساروخاني ، 1373 ) ارتباط را درمعناي عام آن چنين تعريف مي كند :‌" ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات ،‌افكار و رفتارهاي انساني از شخصي به شخص ديگر " . برخي نيز ارتباط را انتقال معاني يا پيام از طريق نمادهايي چند مي دانند . صاحب نظران مختلف تعاريف متفاوتي از اين مفهوم ارائه كرده اند ، ولي تعريفي كه بيشتر مورد توجه قرار گرفته اين است كه ارتباط " فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده پيام به شرط اينكه ذهنيات مورد نظر فرستنده به گيرنده انتقال يابد با بالعكس است "‌ . 
بنابراين هر عاملي كه باعث شود هر يك ازعوامل فرايند ارتباط دچار اختلال شود در حقيقت مانع جريان آزاد اطلاعات شده است . 
 
موانع جريان آزاد اطلاعات 
ايجاد مانع بر سر راه جريان آزاد اطلاعات ابزاري براي توليد وحفظ قدرت در نظامهاي حكومتي خودكامه است . آنتوني اسميت ( در: هريس ،‌ 1381 ) معتقد است : 
« ايجاد مانع برسر جريان اطلاعات ،‌شيوه قدرت هاي استبدادي درون دولت ها ست . اين مانع به خودي خود مي تواند بازدارنده رشد اقتصادي باشد . دربحث جغرافياي سياسي اطلاعات ، جريان آزاد اطلاعات جايگزين جديدي براي بحث قديمي تر « مطبوعات آزاد » است » . 
اطلاعات ماهيتا شبيه مواد معدني است . لذا هنگامي كه توسط جامعه يا كشوري توليد شد بايد در اختيار بخش هاي مختلف جامعه قرارگيرد تا مورد بهره برداري قرارگيرد. جريان اطلاعات را مي توان منحرف كرد ويابراي مقاصدي خاص با نفع گروههايي معين به جريان انداخت . اسميت عقيده دارد مشكلات محرمانگي ،‌دسترس پذيري ، امتياز تجاري ، علاقه عمومي ،‌ تخصيص بودجه ،‌ اولويت و ارزش از نوع مشكلاتي هستند كه هر جامعه همواره درطول تاريخ مجبور به بحث درباره آن بوده است . الان نيز بايد همان كار را در قالب جيد انجام دهد. 
اغلب صاحب نظران حوزه هاي مختلف موانع جريان آزاد اطلاعات را از منظر حوزه خود برشمرده اند . اكثر اين موانع مشترك است اما دسته بندي آنها متفاوت مي باشد . عده اي مسائل سياسي و عده ديگر مشكلات اقتصاد وعده اي نيز معضلات و مختصات فرهنگي را دراين باره محور قرار داده اند . 
 
موانع جريان آزاد اطلاعات در كشورهاي کمتر توسعه یافته 
کشورهاوجوامع کمترتوسعه یافته با موانعی درجریان تولیدوتوزیع اطلاعات مواجه هستند؛مهم ترین موانع عبارتنداز:
 
1. شكاف ديجيتالي 
شكاف ديجيتالي به اختلاف سطح دستيابي به امكانات سخت افزاري و تجهيزات ترم افزاري د ربهره وري از دانش و معرفت روزآمد در سطح ملي و بين المللي اطلاق مي شود . نخستين بار واژه " شكاف ديجيتالي " توسط لاري ايروينگ از كارمندان ارشد دولت ايالات متحده امريكا به كار برده شد ، منظوراو از اين واژه اشاره اي بود به افرادي درخانواده ها كه از سخت افزار و نرم افزار تكنولوژي بهره مند بودند و انبوهي از افراد كه توان خريداري اين ابزار را نداشتند . (شعباني ، 1383 ) 
بنابراين مي توان « وجود فاصله براي دسترسي به خدمات اطلاعاتي » را از اين گفته استنباط نمود . براي مثال دراگو لنسكو (2002 ) در آماري اشاره كرده است درايالات متحده هردو نفريك رايانه دارند درحالي كه در افريقا هر 6000 نفر از يك كامپيوتر بهره مي برند . 
با وجود پيشرفتهاي فراواني كه در دوره پس از جنگ جهاني دوم ، براثر دگرگوني هاي تكنولوژيك و به ويژه همگرايي ارتباطات راه دور ، ارتباطات رايانه اي و ارتباطات سمعي و بصري كه درجهان پديد آمد ، كشورهاي جنوب به سبب شكاف هاي اقتصادي شديدي كه بين كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي توسعه نيافته ،‌از لحاظ امكانات ارتباطي ،‌ وجود دارد ، نتوانستند از مزاياي تكنولوژي هاي نوين اطلاعات و ارتباطات در چند دهه گذشته بهره مند شوند . به همين جهت كشورهاي اخير نه تنها در توسعه ارتباطات و استفاده ار ارتباطات درخدمت توسعه ، به موفقيت هاي لازم دست نيافتند ، بلكه برخي زمينه ها ، شكاف هاي ارتباطي و اطلاعاتي قبلي اين كشورها با كشورهاي پيشرفته صنعتي افرايش پيدا كرده است . همين شكاف باعث شده است تا اين كشورها نتوانند زيرساختهاي لازم براي برقراي ارتباط از را ه دور و دسترسي به اطلاعات ارائه شده در شبكه هاي بين المللي را ايجاد نمايند و يا اگر ايجاد كرده اند فاصله زيادي با تكنولوژي روز دنيا دارد . 
2. سطح زندگي جامعه و عدم قدرت خريد : دركشورهاي توسعه نیافته، تعداد كمي از افراد جامعه مي توانند يا در خانه رايانه داشته باشند وهزينه اتصال به ايتنرنت را بپردازند ويا بتوانند هزينه اجاره آن را بپردازند ونيز داشتن رايانه مستلزم آموزش نيز مي باشد كه پرداخت هزينه آن دشوار مي باشد . دراگولنسكو (2002 ) اشاره مي كند خريداري يك رايانه در ايالات متحده معادل 1000 دلار است كه پس انداز يك ماه حقوق يك شهروند متوسط امريكايي است درحاليكه اين مبلغ براي يك شهروند بنگلادشي تمامي دستمزد او در طول 48 ماه است . 
3. ميزان سواد و سطح آموزش : دركشورهاي جنوب ميزان بي سوادان چامعه بسيار بيش از جوامع توسعه يافته مي باشد . بيسوادي يكي از عوامل مهمي است كه باعث عدم استفاده از اطلاعات مي باشد . افرادي هم كه باسواد محسوب مي شوند براي استفاده از تكنولوژي هاي ارتباطي واطلاعاتي بايد دوره هاي آموزشي خاصي را سپري نمايند داراي هزينه است . در مراكز آموزشي نيز ضعف عمده د رعدم توانايي استفاده از اطلاعات بدست آمده در حل مسائل و مشكلات مي باشد . 
4. عدم توسعه فرهنگي : دركشورهاي عقب نگهداشته شده، فرهنگ استفاده بهينه از دانش و اطلاعات جهت تصميم گيري درامور و كاربرد اطلاعات دركليه شئون زندگي رواج نيافته حتي در مراكز آموزش عالي نيز بهره گيري از اطلاعات به صورت بهينه كه خود توليد علم جديد نمايد وجود ندارد ودراكثر موارد كشورهاي جنوب مصرف كننده اطلاعات هستند و به گفته دراگولنسكو ( 2002) درحدود 90 درصد منابع اطلاعاتي درممالك پيشرفته غربي اسقرار دارد . مك لوهان ( در نوروزي ، 1375 ) تغييرات نظامهاي اجتماعي راناشي از نظامهاي ارتباطي مي داند . به اين معنا كه رسانه ها از طريق پيامهاي خود برفرهنگ و تفكر تاثير مي گذارند . 
5. عدم توسعه سياسي : كشورهاي جنوب، به علت نوع حاكميت هاي سياسي آنها كه اكثرا از بي ثباتي رنج مي برند ازاعمال سانسور شديد برانواع رسانه هاي جمعي و خدمات اطلاع رساني واهمه اي نداشته واين امر را به انحاء مختلف مانند حفظ امنيت ملي ،‌ حفظ حقوق شهروندي واقتدار، حق خود دانسته و مانع از جريان آزاد اطلاعات در جامعه مي شوند . ترس اين حكومتها اين است كه مردم با اطلاع يافتن از فعاليتهاي انها كه اكثرا هم شفاف سازي نمي شود حقوق خود را مطالبه نمايند . امروزه مخفي كاري و اطلاعات گمراه كننده جنبه مهمي از رفتار سياسي دولت هاست . ( وبستر ، 1382 ) 
6. طرز تعامل با اعتقادات سنتی : در برخي از جوامع كشورهاي توسعه نیافته ، اعتقادات سنتی ومذهب دستاويزي است براي رسيدن به اهداف سياسي به همين علت با نشان دادن جنبه هاي مخرب استفاده از شبكه هاي جهان وبدون اشاره به فوايد اين وسيله ارتباطي افراد را از استفاده از آن منع مي كنند . 
7. چگونگي گشودگي دربرابر كشورهاي خارجي : اكثر كشورهاي جنوب به علت پيشنه تاريخي و تصور چهره استعماري از كشورهاي غربي وصنعتی ، دربرابر تكنولوژي ارتباطي و اطلاعاتي واكنش هاي منفي نشان مي دهند و آن راعاملی برای تداوم بهره کشی می پندارند . 
8. اعمال محدوديت وسانسور رسانه اي : این حرکت به طورعمده به دلایل سیاسی انجام می شود وناکارآمدی آن درجریان عمل به اثبات رسیده است. 
9. شيوه هاي تبليغات سياسي حكومتي : حکومت ها در جریان اداره کشورها همواره اطلاع رسانی را با پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی آغشته کرده وجااندازی سیاسی را وظیفه رسانه ها می پندارند. 
امید است که با بهره گیری از تجربیات سایر ملل قادر شویم ضمن حفظ وحدت ملی و رعایت حقوق شهروندان، از مواهب توسعه وگردش مداوم جریان اطلاعات در دنیای به شدت مرتبط امروزی بهره مند شده و با تولید اطلات درخور،ازحاشیه نشینی و مصرف اطلاعات،به تولید وعرضه اطلاعات روی آوریم . این روند چالش های ما را کمتر کرده وقادربه تاثیرگذاری بیشترخواهیم بود. 
ان شاء الله 
وردی نژاد - کامران 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فهرست منابع و ماخذ 
 
 
 
1. تاونلي ، چارلز ( 1380) . " مديريت دانش و كتابخانه هاي دانشگاهي " . ترجمه مهدي خادميان . كتابداري واطلاع رساني ، جلد 4 ، شماره ، 3 ، ص 99_ 120 . 
2. حري ، عباس ( 1372 ) . مروري بر اطلاعات و اطلاع رساني . تهران : نشر كتابخانه 
3. حسن زاده ، محمد ؛‌ رحمت الله فتاحي ( 1383 ) . " جريان جهاني اطلاعات و چشم انداز ملي ما " . فصلنامه كتاب . دوره 15 ، شماره 2 ، تابستان . ص : 83 _ 106 . 
4. داونپورت ، تامس ؛ پروساگ لارنس (1379 ) . مديريت دانش . ترجمه حسين رحمان سرشت . تهران : شركت طراحي مهندسي وتامين قطعات ايران خودرو. 
5. ساروخاني ،‌ باقر (1373 ) . جامعه شناسي ارتباطات . تهران : انتشارات اطلاعات . 
6. شرا ، جس (1382 ) . " شالوده معرفت شناسي علم كتابداري " . ترجمه رحمت الله فتاحي . كتابداري و اطلاع رساني ، جلد 6 ، شماره 1 ، ص : 47 _ 79 . 
7. شعباني ، احمد ( 1383 ) . " شكاف ديجيتالي درجامعه جهاني " . اطلاع شناسي . سال 2 ، شماره 2 . زمستان . ص : 126 _ 138 . 
8. ماتيسشي ، ريچارد (1378 ) . " درباره سرشت اطلاعاتو دانش وتعبير آن در علوم اقتصادي " . ترجمه فرهاد پولادي نجف آبادي ، كتابداري و اطلاع رساني ، جلد 2 ،‌شماره 4 ،‌ص : 101 _ 103 . 
9. محسني ،‌ منوچهر (1380 ) . جامعه شناسي جامعه اطلاعاتي . تهران : ديدار . 
10. معتمدنژاد ، كاظم ( خرداد ، 1386 ) . مطالعات ارتباطي با ديدگاه جغرافيايي . در سايت www. ict.farajoo.com . ( تاريخ بازديد 20/3/1386 ) 
11. مولانا ، حميد ( 1371 ) . جريان بين المللي اطلاعات : گزارش و تحليل جهاني . ترجمه يونس شكرخواه . تهران : مركز مطالعات وتحقيقات رسانه ها 
12. وبستر ، فرانك ( 1382 ) . نظريه هاي جامعه اطلاعاتي . ترجمه مهدي داودي . تهران : وزارت امورخارجه . 
13. هريس ، بليك ( 1381 ) . " جغرافياي سياسي اطلاعات " . ترجمه سيروس آزادي . كتابداري و اطلاع رساني ، جلد 5 ، شماره 3 ، ص : 109 _ 114 . 
 
 
1) Bankapur, M, B (1994). Development, diffusion and utilization of information. New Dalhi, Ashish publishing House. 
2) Bollinger. Audrey s. ; Smith, Robert D (2001) . "Managing organizational knowledge as a strategic assest" Journal of knowledge management. Vol.5, n0. 1 .pp.8-18. 
3) Borthnick.J (1981). "International information flow: The developing wprld perspective". Cornel international Low Journal. No.4. pp.333_ 354. 
4) Dragulanescu, Nicalae_George (2002). "Social impact of the digital divide in a central _ Eastern Eruopean country". The international information and Library Review, 34 (Jun), pp.139_ 151. 
5) Hass, E; Roggie, J. (1993). "What massage in the medium of information system? International Studies Quarterly, vol., 28, No.3, p. 200. 
6) Mowlana, Hamid (1997). Global information and world communication. London: SAGE publication. P:25 
7) Peterson, G. (1990). Information and world perspective. London: book Hall.