DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

سير تحول و ورود فناوری به خبرگزاري جمهوری اسلامی

آنچه كه درباره آن سخن میگویم، مربوط به اوايل دهه 70 در خبرگزاری جمهوری اسلامی (IRNA) است. موضوع از این قرار است که هنگامی که به عنوان مدیرعامل وارد ايرنا شدم ، بررسي كردم كه شرايط چگونه است؟ نخستین چيزي كه به آن رسيدم اين بود كه ايرنا نسبت به رقباي خارجي خود از امكانات نرم افزاري و سخت افزاري ضعيف تري برخوردار است. 
براین اساس بایاری یک تیم ماهر، رقبا را به سه دسته تقسيم كرديم: 
1- رقباي منطقه اي كه در آن زمان، شامل خبرگزاري غيرمتعهدها (NANAP) و خبرگزاري آسیا و اقیانوسیه (OANA) وخبرگزاري های كشورهاي همسايه كه هند، پاكستان،تركيه و برخي از كشورهاي عربي جزء انها بودند . 
2- بنگاه هایی كه كمي از دسته اول قويتر بودند ،تظیرايتارتاس روسيه و برخي از خبرگزاري هاي درجه 2 اروپايي مانند آنسا ايتاليا وهمچنین كيودو ژاپن . 
3- خبرگزاري هاي پيشرفته و تاثيرگذار بين المللي، مانند رويتر، آسوشيتدپرس و فرانس پرس . 
تیم پژوهشی با بررسی دقیق به این نتیجه رسید که بهتر است ایرنا را با خبرگزاري هاي منطقه اي و همسايه مقايسه نكنيم، بلكه مناسب است ما خودمان را از لحاظ نيروي انساني و آموزش كادر در سطح خبرگزاري هاي رده دوم جهان قرار دهيم و از نظر تكنولوژي خبرگزاری را همپاي خبرگزاري هاي رده اول جهان قرار بدهيم. به اين معنا كه نرم افزار و سخت افزارمان را آنقدر پيگيري كنيم كه وضعيت سخت افزاري ما به تجهيزات مدرن روز جهان، يعني خبرگزاري هاي پيشرفته تبديل شود، همچنين ساختارمان مانند آنها شود. يعني ساختاری بسيار منعطف و از نظر آموزش و نيروي انساني و تامين كادر، رقباي خود را خبرگزاري هاي رده دوم ببينيم به اين علت كه احساس كردیم، اگر از نظر نيروي انساني خود را در سطح خبرگزاري هاي پيشرفته ببینیم، قادر به تامين و پرداخت به آنها نخواهیم بود. 
بر همين اساس، اینجانب بررسي كردم كه در وهله اول ما بايد درآمد زا شويم كه بخشي از هزينه هايمان را بتوانيم از محل درآمدهايمان تامين كنيم، درثانی، بايد خروجي های خبرگزاري را متنوع كنيم تا ازحالت يك تلكس معمولي خارج شود، وسوم اينكه، بکوشیم تا براساس نيازمشتريان، خبر و اطلاعات توليد كنيم . 
قدم بعدي ، مطالعه وضع موجود و ترسيم وضع مطلوب و تعيين ضرورت‌هاي دوران گذار بود که مشخص كنيم نيازمندي هاي دوره گذار چيست؟ درخصوص دوره گذار، متوجه شديم كه دراین دوران ما بايد به سه زمينه بپردازيم: 
1- مسايل نرم افزاري و نيروي انساني، كه در اينجا به اين جمع‌بندي رسيدم كه دانشگاه هاي ما و مراكز آموزشي و آكادميكي كه داريم، تامين كننده نيازهاي کاربردی خبرگزاري و جامعه مطبوعاتي نيست و دانشجوياني كه از اين مراكز فارغ التحصيل مي شوند، در اصل مهندسان آچار به دست عرصه خبر نیستند. بنابر اين به اين تصور رسیدیم كه يك مركز آموزشي كاربردي ايجاد كنیم تا متناسب با نيازهاي آن زمان خبرگزاري باشد. 
چنین بود که براي رفع مشكل تامين نيروي انساني، ايده تاسيس دانشكده خبر شكل گرفت و به اين نتيجه رسيديم كه نيروهايي را تربيت كنيم كه فارغ التحصيلان اين دانشكده به گونه اي باشند كه هم مسلط بر تئوري ها وهم ازنظرعملياتي ، قادر به انجام كارهاي خبري باشند و وقتي از دانشكده بيرون مي آيند، ديگر نيازي به اين نباشد كه به صورت استاد – شاگردي كار ياد بگيرند. 
بر اين اساس براي نيروي انساني مورد نياز تعيين تكليف كرديم تا وقتي خبرنگاري در رشته اقتصادي فارغ التحصيل مي شود، هم اقتصاد خرد و كلان و هم مسايل مالي و پولي و ديگر مسايل روز اقتصادي را بلد باشد و هم دروس خبري را خوانده با كار خبر آشنا باشد. 
2- امور سخت افزاري و تكنولوژيك ، در مسائل سخت افزاري وفناورانه، به اين نتيجه رسيدیم كه ما علاوه بر مشكل ارتباطات كه در گردش اطلاعات و آموزش نيروي انساني داشتيم، در مسايل تشکیلاتی هم، مشكل ساختاري داريم و ساختار ما دولتي ، بلند و متمركز است و تصميمات درآن بد مي چرخد و با كار خبر هماهنگي ندارد و بسيار اداري است .علاوه بر اينها ساختار سنتی موجودازتجهيزات و امكانات روز هم خوب استفاده نمي كند و همين عدم استفاده از تجهزات روز ، موجب مي شود تصميمات در خبرگزاري خيلي طولاني شود واز نظر خبري نسبت به رقبايش عقب باشد. 
3- شعار حرکتی، شعاري كه در اين دوره طراحي شد ومبنای حرکت معرفتی جدید قرارگرفت ، شعار " سرعت ، صحت و دقت " بود. به اين معنا كه خبر بايد سريع تهيه شود، دقيق باشد واز صدق مخبري و صحت منبع برخوردار باشد و صحيح هم باشد، يعني هر سه مورد را توامان داشته باشد. 
در آن زمان ، خبرگزاري ايرنا رقيب هم نداشت، بنابر اين به نتيجه رسيدیم كه يك سري رقيب هم در داخل براي خبرگزاري ايجاد كنیم كه ايده خبرگزاري هاي بخش خصوصي را مطرح كردیم كه در آن زمان بازتاب هاي سختي داشت، يك عده اي مخالفت مي كردند، اما به حمداله ایده دنبال شد وامروز بيش از 10 خبرگزاري بخش خصوصي در كنار خبرگزاري ايرنا وجود دارد و من اينها را جزو كارهاي اساسي در كار خبر مي دانم. 
درباره بهره گیری از تجهیزات وتكنولوژي، در آن زمان يك تيم تخصصي را مامور كردیم تا وضعيت خبرگزاري را بررسي كند. ديديم كه ارتباطات خبرگزاري به طورعمده بر اساس تلكس‌هاي ام 100 و ام 1000 است. يعني خبري را كه در ساعت 10 روي خط ارسال مي كرديم، ممكن بود در شرايطي پس از عبور از دالان ترافيك، در ساعت 15 در روي خط بنشيند. 
علاوه بر اين، ايرنا داراي يك اتاق ارتباطات (تلكس لاتين) بود كه در آن زمان خبرها پس از ارسال به اين اتاق، بايد به صورت فارسي تبديل مي‌شد كه اين كار مستلزم صرف زماني طولاني بود . در آن زمان مرحوم مهندس اسكندري معاون فني وقت سازمان، مرکزی براي خبرگزاري درست كرده بود كه پايه هاي رايانه اي شخصی روي سايت خبرگزاري وكامپيوترمركزي بود كه كار با آن بسيار سخت بود. 
بنابراین، به اين نتيجه رسيديم كه اولين قدم در بخش فني خبرگزاري و آوردن تكنولوژي روز در خبرگزاري اين است كه ما در كنار ماموريت خبري ، دو ماموريت ديگر را براي ايرنا تعريف كنيم . يكي ماموريت بازاريابي خبري بود كه در اصل بازرگاني خبر هم ماموريت خبرگزاري باشد واين به معناي آن بود كه بخش اداري و اجرايي خبرگزاري هم از حالت " پشتيباني" به " صف" تبديل شود. 
در حقيقت در آن برهه معاونت خبر ، " صف " بود و ماموريت اجرا مي كرد، اداري و فني هم پشتيباني بودند، لذا تصميم گرفتیم اينها را هم به "صف " تبديل كنیم. بنابر اين درقسمت بازرگاني، بخش اجرايي وبازاریابی را فعال كرديم كه آنها هم ماموريت حرفه هی داشته باشند و به بخش فني نيز براي اينكه فناوري اطلاعات و خبر را به ماموريت تبديل كند ، گفتيم كه بايد بخش خصوصي را وارد اين كار كند. 
دراین مسیر، مطالعاتي را از جاهاي مختلفي كه وضع فني آنها خوب بود، انجام داديم. يكي از جاهايي كه در اين زمينه حرفه ای شناخته شد، جهاد دانشگاهي بود. لذا با آنها قرارداد مطالعه میدانی منعقد كرديم و بخش فني خبرگزاري و نوآوري فني خبرگزاري و وارد كردن تكنولوژي و نرم افزارهاي گردش خبر، نرم افزارهاي حرفه اي و ارتباطات و زيربسترهاي خبري را قرار شد در يك دوره شش ماهه مطالعه کنند و در يك دوره دو تا سه ساله تمام اينها نوآوري شوند. 
درموردمشكل بودجه هم بايد بخشي از آن را قرض مي‌كرديم، يك بخشي هم از سوي دولت و بخشي نيز از راه تقويت كردن بخش بازرگاني باید فراهم میشد كه اين كار هم توامان انجام گرفت و قدم هاي اوليه برداشته شد. 
جالب آن است که ما در فاز اول مجبور شديم روي " داس " كار كنيم و بعدا به سمت " ويندوز" رفتيم و در بحث گردش خبر از حالت اطلاع رساني در دفاتر داخل و خارج از تلكس بيرون بياييم و به سمت كامپيوتر برويم و از نرم افزارهاي آن استفاده كنيم كه این امرباعث تحول بزرگ و همه جانبه در ايرنا شد. 
در اينجا ما با مشكلاتي برخورد كرديم، يكي از مشكلات ما، كانال های ارتباطي بود كه مخابرات قادر به ارائه اين سرويس به ما نبود و محدوديت كانال هاي ارتباطي داشت و دوم هم مسئله نيروها بود كه با كامپيوتر آشنايي نداشتند و نمي توانستند با كامپيوتر آشتي كنند ودربرابر آن مقاومت مي كردند. در اين زمينه از رده هاي سردبیران به بالا خواستيم، از ساعت شش تا هشت صبح به ايرنا بيايند و آموزش ببينند. هرچند اين كار از روي اجبار انجام شد، اما چاره اي هم جز اين نداشتيم. بعد از آموزش نيروها، كامپيوترهای نسل جدید را آرام آرام وارد كار كرديم و بعد از گذشت حدود شش ماه كه قبل از آن هيچكس حاضر نبود با كامپيوتر كار كند، بر سر داشتن كامپيوترهاي بهتر بين نيروها بحث و رقابت وجود داشت. حتي شبكه حضور و غياب را در ايرنا براي مديران جمع كرديم و آنها را از طريق شبكه رایانه ای مدیریت مي كرديم و سیستم را به سمت مجازي شدن پیش برديم. 

هدفي را كه براي اين كار پيش بيني كرده بوديم به طور كامل محقق شد و به جاي شش ماه ، مطالعات ما در مدت چهار ماه انجام شد و به سرعت از برنامه جلو افتاديم. يعني يك سال بعد از مسوولیت اینجانب درخبرگزاری ، دقيقا وارد اجرائيات فني شديم و من تمام توانم را روي اين موضوع گذاشته بودم، اين مسئله يعني؛ 
1 ) روزآمد كردن تكنولوژي، 
2 ) آموزش نيروها، 
3 ) اصلاح ساختاري و تشكيلاتي، 
تمام وقت وتوان مدیریتی مرا به خود اختصاص داد و كارهاي جاري را به ديگرنيروها سپردم و به سرعت توزيع اختيارات كردم و خودم فقط نظارت مي كردم. معاونت ها، مديران و سردبيران را شخصيت دادم، يعني گفتم كه اينها هويت دارند، خودشان تصميم گيري كنند. نتيجه اين كار اين شد بعد از حدود دو سال كه من در ايرنا بودم ، توانستيم اصلاح ساختار تشكيلاتي را هم داشته باشيم. يعني اولا پست ها را با سازمان برنامه و بودجه آن زمان ، هماهنگ كنيم و پست هاي پشتيباني و خدماتي را به پست هاي ماموريتي و فني تبدیل كنيم و سطح معاونت فني را ارتقاء دهيم و وارد شوراها و تصميم گيري هاي سازمان كنيم. 
در كنار اين مسئله، ساختار خبرگزاري را از ساختار بلند و بوروكراتيك به ساختار تخت و توزيع اختيارات تبديل كرديم. ورود تكنولوژي روزو آوردن سيستم هاي نرم افزاري و كامپيوتري و مدرن سازی به ما كمك کرد كه مناطق خبري را در داخل و خارج كشور شكل دهيم. 
مناطق خبري را من با اين شعار راه انداختم كه 9 ايرنا به جاي يك ايرنا، يعني پنج منطقه خبري در داخل و چند منطقه خبري در خارج كشور را درست كرديم و گفتيم هر كدام از اينها يك خبرگزاري كوچكتر هستند و همه آنها اختيارات مديرعامل را دارند. 
اين كاررا با اين هدف انجام داديم كه 9 ايرنا به جاي يك ايرنا داشته باشیم و ضمنا آفتاب در دفاتر ايرنا درسراسرجهان غروب نكند. اين شعار ما بود، يعني اينكه وقتي مثلا تهران شب بود و همه خواب بودند، جاي ديگر روز بود و رده های فعال خبرها را مي فرستادند به دفتری كه روز بود و فعال بود و به همين ترتيب ايرنا هميشه فعالیت خبری داشت. به عبارت ديگر، اگر امكانات و تجهیزات ما روزآمد نبود، قادر نبوديم اين كار را انجام دهيم ، چيزي كه اجازه مي داد اين كارها را انجام دهيم ، امكانات تكنولوژيک وفناوری نوین اطلاعات وشبکه مجازی گردش خبربود. 
م در همان شرایطی که با مسئله محدوديت امكانات مخابراتی وزیر بسترهای ارتباطی مواجه بوديم، با يك موضوع ديگر هم درگیر بوديم و آن، نوسازي وخودکفا کردن مخابرات در دوره سازندگي کشوربود. آنها دنبال اين بودند كه براي ارائه خدمات به هر سازماني ، از آنها پول کافی بگيرند و يكي از اين دستگاه ها، خبرگزاري بود و ما با يكديگر مواجه شديم و كار به هيات دولت كشيد، در نهايت قرار بر اين شد، مخابرات با تسهيلات ، امكاناتي را در اختيار ما قرار دهد. مثلا براي ارائه سرويس فاكس گفته بودند، اولا دستگاه فاكس در محلي قابل مشاهده نصب شود و ثانيا خود دستگاه فاكس را هم از ما ( مخابرات) بخريد و هرماهه آبونمانی هم به ما بدهيد. يعني يك كار انحصاري كرده بودند، فاكس كه در همه دنيا يك دستگاه عادي و معمولي بود. پس ما دستگاه فاكس را از خارج وارد كرديم و خودمان آن را راه اندازي كرديم. همچنين بر روي انتقال خبر به وسيله ماهواره فعاليت كرديم و وقتي ديديم مخابرات به ما فشار مي آورد، خودمان يك شبكه وي ست (VSAT) ماهواره اي مشابه هماني كه مخابرات وارد كرده بود، وارد كرديم و كار با مخابرات به تنگنا كشيد و در نهايت ما در اين میدان پيروز شديم و بعد از ما ادارات ديگري هم اقدام كردند. 
به هر ترتيب همه دفاتر خبرگزاري را از طريق " وي ست ها " به شبكه ماهواره اي مجهز كرديم كه با هم ارتباط داشته باشند . همچنين تلفن ماهواره اي اينمارست قابل حمل وكيفي وارد كرديم و توانستيم سلسله شبكه هاي سرپا وموبايل براي خبرگزاري ايجاد كنيم . مثلا در بحران ها، زلزله ها و شرايط غيرمترقبه طبيعي ، يك ماشين پاترول يا لندكروز خبرگزاري در محل بحران مستقر مي شد كه در آن خودرو، سيستم ماهواره اي ، اينتل ست، اينمارست، فاكس، بي سيم و ... داشت كه قادر بود اخبار را بدون هيچ مشكلي ارسال كند كه در چند مورد از آن استفاده كرديم. 
در همين فاصله دفتر لندن را به مركز ارتباطات رايانه اي ، رسانه اي و تكنولوژيک در جهان تبديل كرديم و مرتبا امكانات جديد ارتباطي جهان را از طريق دفتر لندن وارد خبرگزاري مي كرديم. سپس يك خط ارتباطي بين لندن – تهران برقرار كرديم كه در آن موقع اين خط ارتباطي محدود بود و ما آرام آرام به اين موضوع دست يافتيم كه در جهان پديده اي به نام اينترنت آمده است. اينترنت تازه مطرح شده بود و كم كم داشت عمومي مي شد. 
ما يك خط اينترنت از لندن گرفتيم و انداختيم بر روي کانالی كه به تهران مي آمد و عملا بخش فني خبرگزاري در تهران هم صاحب اينترنت شد. 
از اين خط ارتباطي كه ما بين لندن – تهران داشتيم ، سه استفاده كرديم: 
1 ) اينترنت را راه اندازي و اين خط ارتباطي را برقرار كرديم . 
2) خط دريافت و ارسال خبر را داشتيم. 
3) شبكه تلفني تهران لندن را به هم وصل كرديم به اين معنا كه يك تلفن در خبرگزاري داشتيم كه سه شماره اي بود، وقتي اين تلفن را برمي داشتيم و سه شماره مي گرفتيم، دفترلندن جواب مي داد، ضمن اينكه مي توانستيم از اين طريق با خطوط داخلي شهر لندن هم صحبت كنيم و برعكس آنها هم بتوانند از لندن با ما در ارتباط باشند كه بعدها كه من سفير در پكن شدم اين سيستم را در آنجا هم انجام دادم وخانواده ها ازاین سیستم ارزان شهری بهره مند شدند. 
اين تحول تكنولوژيک كه در خبرگزاري ايجاد شد، توانستيم بعدها دفتر مالزي را به عنوان دفتر پشتيباني فني قرار دهيم. بتدريج به صورت گردشي تعدادي از نيروهاي خبرگزاري را به اين دو دفتر ( لندن و مالزي) اعزام كرديم تا با مسايل روز آشنا شوند و تجارب خود را به داخل كشور منتقل كنند. 
بعدها بانك اطلاعات متمركز براي خبرگزاري ايجاد كرديم و خبرگزاري را بر روي اينترنت منتقل كرديم.نخستین جايي كه در كشور اينترنت را وارد كرد، خبرگزاري ايرنا بود وبقيه را با اينترنت آشنا كرد، نخستین جايي كه ارتباطات را از طريق اينترنت برقرار كرد، خبرگزاري بود و بعدها در ساير دستگاه ها بتدريج عمومی ترومردمي ترشد. همچنين در اين چارچوب، بانك عكس ديجيتالي را در خبرگزاري ايجاد كرديم و توانستيم در آن مقطع اين كار را انجام دهيم، ارتباط ماهواره اي بين دفاتر را در رفت و برگشت برقرار كرديم، حتي دفاتر خبرگزاري در آن موقع مي توانستند پخش خبرهم داشته باشند، به عبارتي مي توانستند راديوهاي محلي داشته باشند ، حتي ايرنای صوتي - تصويري را در اينترنت راه اندازي كرديم و يكي از خدمات خوبي که در آن سالها راه اندازي كرديم و بسيار بسيار براي ايرانيان مقيم خارج قابل استفاده بود، علاوه بر اينكه مي توانستند از طريق اينترنت به اخبار خبرگزاري دسترسي داشته باشند، راديو تلويزيون را هم بر روي سايت خبرگزاري ايرنا منتقل كرديم (در آن زمان هنوز راديو تلويزيون بر روي اينترنت قرار نداشت) . ما درایرنا به صورت آنلاين و زنده، شبكه هاي تلويزيون را بر روي اينترنت منتقل كرديم و مردم مي توانستند در هر نقطه از دنيا تلويزيون ايران را مشاهده كنند. علاوه بر اين براي مناسبت هاي مختلف ملی و روزهاي خاص مانند ايام نوروز ، برنامه هاي ويژه براي خارج كشوربر روي اينترنت تعريف كرديم و اينترنت را به محلي براي آشتي مردمان دو سوي آبها قرار داديم.به طورمثال، براي هموطنان امکانات ايميل تبريك عيد گذاشته بوديم، يعني مي توانستند به روي سايت بروند و عكس و هر چيز ديگري را براي هموطنان خود در داخل كشور ارسال كنند و همچنين متقابلا در داخل نيز هر كدام از ايرانيان كه پيامي براي هموطنان خود در خارج داشتند، از اين طريق اقدام مي كردند و مابا پست به کسانی که همکان تماس اینترنتی نداشتند می رساندیم و روحيه زيبايي در ايام خاص براي ايرانيان ايجاد شده بود. 
به طور خلاصه ، ما توانستيم با وارد كردن بخش خصوصي ، همگانی کردن آموزش در درون خبرگزاري ، راه اندازي نهضت تكنولوژيك و علمي و آكادميكي كردن مسايل فني و همچنين تعريف ماموريت هاي جديد براي خبرگزاري، يعني ماموريت فني و ماموريت فروش و بازرگاني خبر، براي بخش اجرايي ، قائرشدیم معاونت ها را با هم هماهنگ كنيم و يك رقابت را در درون خبرگزاري ايجاد کنیم كه همه براي پيشرفت و استفاده از تكنولوژي روز با يكديگر مسابقه داشتند. 
درآن دوران تعريفي كه من از نظر مديريت براي اين مسئله داشتم اين بود كه، خبرگزاري تشكيلاتي است كه بايد به محيط ودنياي پيراموني خود توجه داشته باشد و يكي از مهمترين مسايل محيطي ، تكنولوژي است و با تغييرات تكنولوژي ، ما بايد روزآمد شويم و از آخرين فناوری ها استفاده كنيم و رقيب ما هم در اين مسئله ، خبرگزاري هاي بزرگ بين المللي قلمداد می شدند. در آن زمان توانستيم قراردادهايمان را به دليل منطقه اي كردن خبر ، بالارفتن گردش خبر، متنوع شدن خبر وگزازش افزايش تعداد خبرهاي توليدي ( گاهي بيش از 1000 خبر توليدي در روز)، قراردادهاي خوبي با خبرگزاري هاي خارجي بستيم كه براي ما درآمدزايي داشت. ما درآن مقطع توانستيم خطوط خبري را به خارج كشور بفروشيم و توانستيم اخبار ديگر خبرگزاريها را به صورت خيلي ارزان و به شكل پاياپاي دريافت كنيم و در داخل كشور بفروشيم و شروع كرديم به تولید و فروش اخباروبولتن هاي تخصصي. 
به طورمثال، چون امكانات فني ما بالارفته وبسیارسریع وکیفی بود، توانستيم خطوط خبري خاص به هر فرد و سازمانی بدهيم. فرضا، فقط اخبار طلا يا اخبار چاي و قهوه واخبار علمی و منطقه ای را به متقاضيان خاص آنها بفروشيم كه اين كارها هم سبب ارتقاء سطح فني ايرنا و هم باعث درآمدزايي براي خبرگزاري شد. 
اين كارها هر چند مستلزم هزينه بود، اما سبب صرفه جويي هاي زيادي هم شد. به عنوان مثال يك خبرنگار وقتي خبر را تهيه مي كرد و بر روي كاغذ مي نوشت، در اتاقي ديگر توسط افرادي ديگر بايد تايپ مي شد و بعد از تايپ ، عده ديگري خبرها را مقابله ، غلط گيري و اصلاح مي كردند و بعد از امضاي سردبير مجددا آماده وتايپ مي شد كه نيروي انساني و وقت و هزينه زيادي صرف مي شد. ما گفتيم، معنا ندارد كه خبرنگار تايپ بلد نباشد، لذا تايپ بر روي كامپيوتر به خبرنگاران آموزش داده شد و حتي در ديگر بخش ها مانند فني ، عكاسي ، اجرايي و مالي سيستم تايپیست را جمع آوری كرديم و مقررشد که سيستم كاغذ ونامه نگاری در خبرگزاري جمع شود و نامه ها ومکاتبات از طريق رایانه رد و بدل شود.نتیجه این کار صرفه جويي در نيروي انساني، كاغذ، قلم ، تايپ ، اديت ومقابله وزمان بندی بود. در اصل اين سرمايه گذاري در بخش فني خبرگزاري انجام شد اما هزينه مصرفي نبود، بلكه هزينه سرمايه گذاري بود و دستاوردهايي كه ا ين وضعيت وتكنولوژي روز به ما داد، علاوه بر صرفه جويي هاي فراوان مادي كه براي ما دربرداشت، موجب اعتبار خبرگزاري ايرنا در سطح بين المللي شد و دنيا بر روي ما حساب جدیدی بازكرد. 
ازاین رو دردوره اي كه كشور از نظر سياسي واقتصادی در تحريم بود، و ديپلماتها وخارجی هابه كشورایران رفت وآمد نمي كردند، هر روز و هر هفته يكي از روساي خبرگزاري هاي معروف دنيا به ويژه خبرگزاري هاي غربي در ايران بودند. در يك دوره چند ساله، خبرگزاري فرانسه سه مديرعامل عوض كرد، هرسه اينها به ايران آمدند. 
نکته جالب وحرفه ای دیگر آن بود که ما كار خبري را از كار سياسي و ديپلماتيك جدا كرديم و گفتيم اين ديپلماسي ، ديپلماسي رسانه اي است و متفاوت از ديپلماسي رسمي كشور است. 
مثلا طبق قانون، ما نمي توانستيم در امريكا ( واشنگتن) دفتر داشته باشيم چون روابط سياسي نداشتيم، اما در نيويورك مي توانستيم دفتر داشته باشيم ویکی ازمراکز منطقه ایرنا بود، در واشنگتن هم يك شركتی را به نا م "شركت ايرنا" به ثبت رسانديم و كار اين شركت كه اسمش ايرنا بود، تهیه خبر وقروش آن به خبرگزاري جمهوري اسلامي بود. این کار کاملا قانونی بود و امريكايي ها هم نمي توانستند چيزي بگويند. منبع خبر را هم "واشنگتن – ايرنا " مي زديم، به اين معني كه شركت ايرنا طرف قرارداد ما بود و خبرها را در اختيار ما قرار مي داد. اين كارها باعث شد ،هويتی براي خبرگزاري به وجود ايد كه از حالت دولتي خارج شود و به تشكيلات چابك ،دانشي، حرفه اي ويادگيرنده و معرفتی تبديل شود كه درسراسر سازمان، همه احساس مسئوليت مي كردند. مسايل رفاهي كاركنان نيز نسبت به گذشته بهبود يافته بود، در اين دوره طلايي ، ضريب نفوذ خبرگزاري در مطبوعات و راديوتلويزيون در آن موقع به 70 تا 75 درصد رسيده بود. 
من اميدوارم در سال هاي آتي نيز اين روند پویا درایرنا تداوم داشته باشد وبا استفاده از « دانشكده خبر» براي تربیت كادرو نيروي انساني ، استفاده ازمركز فني براي پی جویی مسايل تكنولوژيك و استفاده از روزنامه ايران به منظور ارتباط مستقیم تربا مخاطب و ساختار چابك و دانشي و معرفت پذیر به اهداف خود برسد. 
« سرعت ، صحت و دقت » كه در آن ايام شعار ايرنا بود می تواند روحیه بخش بوده و همچنان ادامه یابد. البته امروزه شرایط محیطی و شاخص ها ورقبا بکلی تغییر یافته اند،اما ایرنا همچنان دارای ظرفیت و توانایی های منحصر به فرداست. 
در پايان مي خواهم براین نکته تکیه کنم كه تكنولوژي ابعاد مختلفي دارد، شما مي توانيد به تكنولوژي به عنوان يك شي ، يا واسط يا ابزار يا كانال، يا فرهنگ ورفتار توجه كنيد. سعي كنيم به ابعاد پنج گانه مختلف تكنولوژي اعتبار ببخشيم و به ابعاد فرهنگي - اجتماعي وآموزشي تكنولوژي كه فرهنگ ساز است، بیشتر توجه كنيم. اين نمي شود، مگر آنكه اولويت ما در كار رسانه اي و خبري ، نيروي انساني و فكر و ارزش انسان ها باشد. يعني تكنولوژي اهميت دارد، بر استراتژي تاثير دارد ، بر ساختار اثر دارد ، بر نتايج و فراورده ها اثر دارد، اما اين تكنولوژي تا توسط انسان كارآمد و تاثيرگذار استفاده وهدایت نشود، هيچ اعتبار و ارزشي ندارد . 
اساس را بايد بر خدمات متقابل نيروي انساني و تكنولوژي گذاشت، يعني در يك كلام، اگر از من بپرسيد كه سرمايه يك رسانه چيست؟ آيا تجهيزات و ساختمان ووسایل واست ؟ مي گويم : 
« سرمايه اصلي يك رسانه ، نيروي انساني آن است»، اما نيروي انساني چابك ، كارآمد و داراي تخصص ، مهارت و توانمندي كه بتواند تكنولوژي روز را بكار ببرد. معنای سخن من این است که تكنولوژي، بدون توجه به نيروي انساني، درعمل، هزينه کردن بيهوده وکم بهره است. 
به روز كردن سيستم خبري، همپاي با آموزش نيروي انساني معنا مي دهد ، بايد سرمايه اصلي بر روي نيروي انساني باشد، چون كار خبري علاوه بر اينكه يك كار عقلاني است ، كار روحي، رواني ودلي هم هست. اگر خبرنگار شاداب و راضي باشد و روح و روانش آرام باشد، يك واقعه خبري را برابرواقع تنظيم مي كند، اما اگر نظر مادي دچار مشكل باشد و يا امنيت شغلي نداشته باشد، جوری تنظيم مي كند که فشارهایش حکم کرده انذ! 
بنابرا ين، روح وروان و دل است كه در كار رسانه اي و خبري اهميت بالايي دارد، پس بايد سکینه دل وآرامش روح و روان قلم به دستان واصحاب رسانه ، همپاي تكنولوژي وتغییرات محیطی دغدغه مدیران رسانه ها وحکمرانان این عرصه باشد! 
اسفند ماه 1388 شمسی