DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

نقش سازمان های رسانه ای در محیط دانشی

کسب، تولید و توزیع اطلاعات در شكلهاي گوناگون و با اهداف متفاوت همواره به عنوان یکی از مهمترین نیازهایی قلمداد می شود که انسان را به تلاش و کوشش واداشته است. شکل گیری ارتباطات و مناسبات از آغاز تاکنون یکی از اقدامات اصلی برای برآورده ساختن این نیازها بوده است. این روند با اختراع چاپ و شکل‌گیری گسترده وسایل ارتباط جمعی ، ابعاد جدیدی یافت و با حضور رسانه های دیداری - شنیداری و مولتی مدیا توسعه یافت، تا جايی که امروزه رسانه‌ها به عنوان بازیگران اصلی در زندگی اجتماعی نقش ایفا می‌کند وبا توسعه فناوريهاي ارتباطی گسترده‌تر هم می‌شوند. 
سازمان رسانه‌اي به عنوان مسیری برای ایجاد ارتباط، می‌تواند علاوه‌ بر تأمین نیاز روحی انسان،يك بنگاه اقتصادي تلقی شود و به توليد محصولات اقدام كند. محصولاتی که بخشي از آن در عرضه مستقيم به افکار عمومی نمایان می شود و بخشي ديگر در تعاملات و روابط قدرت در جامعه به عنوان "دارايي درگردش"‌عرضه می گردد. 
از سوي ديگر رسانه به عنوان يك مؤسسه فرهنگي و اجتماعی براي تأثيرگذاري بيشتر بر مخاطبان، ناگزير به ربودن گوي سبقت از ديگر فعالان عرصه فرهنگ و اجتماع است و براي تحكيم نقش خود به عنوان "پل ارتباطي ميان حاكميت و افكار عمومي" بايد بتواند بيش از سازمانها و نهادهاي اجتماعي ديگر حاضر و ناظر باشد. 
این امر سبب شده است تا سازمانهای رسانه‌ای در عصر حاضر با ویژگیهای متمایزی همراه باشند، به‌گونه‌ای که اداره این سازمانها با سایر سازمانها تفاوت چشمگیری پیداکرده است. 
برای درک و شناخت نقش سازمانهای رسانه‌ای ، شناخت اصول و مبانی چندی الزامی است. یکی از این ضرورتها، شناخت رابطه قدرت و اطلاعات است که امروزه با پیچیدگیهای خاصی همراه است. رابطه ميان اطلاعات و قدرت به‌طور طبيعي رسانه‌ها را به بازیگران جدیدی تبديل مي‌كند که مهمترین آنها، تأثیرگذاری بر رفتارهای اجتماعي آحاد ملت است. این به آن معناست که رسانه کانون توجه تمامی بخشهای یک جامعه، اعم از دولتی و خصوصی و شهروندان عادی، احزاب، گروهها و سازمانهای دیگر است. 
وابسته شدن تمامي فعاليتهاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي به فناوريهاي ارتباطي و شيوه‌هاي ارتباط با مصرف کننده و مشتري، نقش وسايل ارتباط جمعي را در شكل‌گيري "ائتلافهاي قدرت" در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تثبیت كرده است. 
در این مسیر، عرصه روابط بین‌الملل یکی از مهمترین عرصه‌هایی است که امروزه به‌وسيله رسانه‌ها اداره می‌شود. تا جايي که نوع جدیدی از دیپلماسی، به عنوان "دیپلماسی رسانه‌ای" در عرصه روابط بین‌الملل شکل گرفته است. 
تبديل شدن اطلاعات به يك محصول و كالا و ظرفيت پایه‌ای آن براي توليد به شكلهاي گوناگون متن، صوت و تصوير، ظرفيت وسايل ارتباط جمعي براي بازيگري در صحنه‌های گوناگون را به شدت افزایش داده است . از این رو گسترش و افزایش اشتغال صنعتي، فرهنگي و هنري فقط یکی از تأثیرات رسانه‌ها در قرن حاضر است. اگرچه رسانه‌ها از آغاز با نخستین فناوريهاي ارتباطي نظیر چاپ، منشأ اشتغالات صنعتي جديدي در جوامع شدند، امروزه بخش عظيمي از فعاليتهاي بنگاههاي تجاري را تشكيل داده‌اند. پس، فناوریهای نوین موجب شکل‌گیری فعاليتهاي اقتصادی جدیدی شده‌اند که به عنوان "اقتصاد شبکه‌ای"، مشخصه بارز فعاليتهاي اقتصاد جهاني در همه زمينه‌ها ازجمله خود رسانه‌ها هستند. 
شكل‌گيري صنايع فرهنگي با به عرصه آمدن سينما و تلويزيون آغاز شد و باظهور هنرهاي جديدي نظیر فيلم وانيميشن و غيره که به ‌واسطه فناوريهاي ارتباطي تحقق يافته، نقش جدیدی یافت. این نقش، بیانگر قدرت رسانه برای به‌کارگیری بازیهای زبانی وخلق گرایش های گوناگون در عرصه هنر و مطبوعات،‌خبر و اطلاع رساني وخلق توليدات فرهنگي جدید شد. این هم‌آوایی در تلفيق هنر و فناوري در عصر دانشی به نقطه اوج خود رسیده است و موجب افزايش توليدات فرهنگي و خلق معنا و مفهوم جدید از سوي رسانه‌ها در جامعه شده است. 
تمامی این تحولات ناشی از فناوریهای نوین ارتباطی است که به عنوان یکی از مهمترین چالشهای محیطی برای تمامی سازمانها شناخته شده است. 
تحولاتی که در عرصه رسانه‌ای، از یک سو تغییردر ماهیت رسانه را سبب شده و از سوی دیگر کارکردهای آن را با عمق و گستردگی بیشتری همراه ساخته است. 
به‌عبارت‌دیگر، وسايل ارتباط جمعي با تلفيق خلاقيت ذهن انسان، هنر و ظرفيتهاي رسانه‌اي در مسير افزايش توليدات فرهنگي به خلق مفاهيم و معناهاي جديد در عرصه واقعيت همت گمارده است. این حرکت نوین به آفرینش انگاره ها، هنجارها، باورها، ارزش ها، ‌الگوها، تصويرسازي ها و گفتمان های نو در عرصه هنر ، مطبوعات و خبر و اطلاع رساني منجرشده است . 
این بدان معناست که محصولات جدید و کالاهای نو در عصر دانشی، برون‌داد تعاملات سه عرصه، سيستم نشانه‌ها و زبان، روابط قدرت و فناوري در جامعه است که با تلفيق هنر و فناوري به نقطه اوج خود رسیده است. این نقش جدید باید توسط اصحاب رسانه و مهم تر از آن، از سوی نخبگان حاکمیت به رسمیت شناخته شود. در غیر این صورت، کارکرد رسانه ها در محیطهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مسیری متفاوت را خواهد پیمود که هزینه های چندی به جوامع در حال توسعه تحمیل خواهد کرد. 

فریدون وردی نژاد 
verdinejad@verdinejad.com