DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

DrVerdenejad

ارتباطات والگوهای ارتباطی


مقد مه: 
ارتباطات از واژه لاتین communisبرآمده که به معنای مشترک(عموم) است. درواقع فرستنده پیام درپی آن است که ادراک مشترکی ازیک پیام برای هرگیرنده پیامی بد ست آورد. بنابراین هدف ارتباطات، دستیابی به اقدام هماهنگ بین پیام دهنده وگیرنده پیام می باشد. این بدین معناست که مفهومی که ازدرون فردی برخاسته است به میان دیگران راه یافته وتوسط دیگران برداشت می شود. یعنی درواقع ارتباطات، برخی ازمفاهیم وتفکرات ومعانی ویا به عبارت بهترپیام ها را به دیگران تفهیم می کند. براین اساس ارتباطات را انتقال مفاهیم ویا انتقال نشانه ها ونیزانتقال ویا تبادل پیامها می دانند. 
[ فرهنگی / 1373 / ص6]. 
منظورازایجاد ارتباطات را می توان درانجام اقدامهای هماهنگ، مشارکت دراطلاعات وبیان احساسات وعواطف بیان نمود. ارتباطات ازعناصراولیه مدیریت است. مدیران باید درسطوح مختلف با اشخاص، خواه زیردست، خواه بالا دست ویاهمترازخود ارتباط برقرار کنند. ارتباط مدیریت با کسانی که برای اوکارمی کنند، ممکن است مهمترین ارتباط باشد. به طورکلی می توان چنین گفت که ارتباطات دربسیاری ازفعالیت های سازمان وجود دارد و مهمتر اینکه ارتباط، فرایندی است که فعالیت های فردی وگروهی ومراوده ها برای افزایش اثربخشی ازطریق آن هماهنگ می شود. 
برخی ازتعاریف ارتباطات را می توان به شرح زیر برشمرد: 
تعاریف: 
1. ارتباطات بیانگر فراگرد ایجاد معنی است.[Dean, Banlund/1962] 
در این میان دو نکته نهفته است :الف- ایجاد ب- معنی 
2. ارتباطات فراگرد تفهیم وتفاهم وتسهیم معناست. [Nelson & Pearson/ 1983/ 5] 
دراین تعریف سه نکته نهفته است : الف- ارتباطات یک فراگرد است.ب- ارتباطات تفهیم معناست. 
ج- ارتباطات تسهیم معناست. 
3. ارتباطات به گونه ای وسیع وگسترده تسهیم تجارب[Sharing experiences] تعریف شده است. 
[ فرهنگی/1373] 
فرایند ارتباطات: 
ارتباطات به عنوان یک فرایند، شامل اطلاعاتی است که ازطریق علائم ونشانه ها ارسال ویا دریافت می شود. این اطلاعات شامل کلمات، حرکات غیرکلامی، نگرشها وحالات می باشد. به عبارت ساده چنین گفته 
می شود که ارتباطات دربردارنده این است که" کی چه می گوید، به چه طریقی می گوید، برای چه کسی وبا چه درجه ای ازتأثیر می فرستد ".[H. Lisswell/ 1948- p. 37- 51] 
مدل ساده شده ای ازفرایند ارتباطات درشکل آمده است.به هرحال بایدگفته شودکه افراداطلاعات ارسالی ودریافتی واطلاعات رک وبی پرده(صریح) کمی را تبادل میکنند. این به دلیل آن پرده ادراکی ما می باشد. 
ارتباطات بین شخصی(افراد) متضمن فرایندی است که حداقل با چهارفاکتورتبیین می شود: 
الف- احساس درمورد خود.ب- احساس درمورد دیگری.ج- احساسات درمورد محتوای آن چیزی که باید مورد بحث قرارگیرد.د- احساسات درمورد موضوعی که مورد توجه قرارمی گیرد. این چهارعامل نیزبه عنوان پرده های ادراکی به شکل زیرمی تواند ترسیم گردد: 
پرده های ادراکی نه تنها تحت تأثیرمتغیرهای موقعیتی وآنی است، بلکه همچنین تحت تاثیرفرهنگ فردی، سیستم شخصی( ادراک ازخویشتن، عوامل شخصیتی، حالات، قدرومنزلت) وساخت(بافت) سازمانی نیزمی باشد. به عنوان مثال مدیری که نسبت به خوداحساس عدم امنیت می کند ویا نسبت به دریافت کننده پیام نگرش منفی دارد، پیامی کاملا ً متمایزازآن مدیری که اعتماد به نفس داشته ونسبت به گیرنده پیام اعتماد دارد، می فرستد. همانطورکه درشکل اول مشخص است، فرستنده درابتدا پیام را( درواقع یعنی تصویرهای ذهنی خود را به زبان وشکل های خاص درمی آورد) به رمزدرمی آورد. درواقع نحوهُ اینکه، پیام فرموله می شود، متأثرازاحساسات فرستنده است، یعنی تحت تأثیرپرده های ادراکی فرستنده است. پیام نیزبه دریافت کننده مورد نظرازطریق زبان ونشانه ها منتقل میشود. گیرنده پیام نیزبه آن پیام ازپنجرهُ پرده های ادراکی خویش می نگرد وازهمان پرده ها درجهت فرموله کردن و به رمزدرآوردن پاسخ خود استفاده می کند. مدیران وکارکنان می تواننداثربخشی وهدفمندی خود را باانعکاس هوشیارانه پرده های ادراکی خود وبا بهره گیری ازفرایندی که درمدل اول آمده است، پیامهای دریافتی وارسالی خود را بهبود بخشند. اعضای سازمانی چهارعامل زیرین را می توانند به عنوان چک لیست عملی مورداستفاده قراردهند: 

1. چهارچوب ذهنی من چیست؟2. دربارهُ X(گیرنده یا فرستنده) اطلاعات چگونه فکرمی کنم(چه احساسی دارم)؟ تعصب ها وموضعگیری های من نسبت به او چیست؟3. من دربارهُ محتوای خاص پیام چه فکرمی کنم(چه احساسی دارم)؟ تعصب ها وموضعگیری های من دراین مورد چیست؟4. در بارهُ موضوع پیام چه فکر می کنم؟یادآوری می نماید که انتخاب رسانه ای که ازطریق آن پیام ها را دریافت یا ارسال می کنیم برمیزان اثربخشی ارتباطات تأثیرمی گذارد. 
رسانه های ارتباطی ومیزان غنای آنها: 
رسانه ها درصورتیکه دارای اثربخشی(ارسال پیام درست) وکارایی(حفظ هزینه های انتقال) مورد نظرباشند، مهم می باشند. این رسانه ها اززیادترین(بالاترین) بعد غنای اطلاعات (به عنوان مثال ظرفیت اطلاعات داده، که برخی ازاطلاعات ازبرخی دیگراطلاعات درک عمیق بیشتری ایجاد می کند) وکمترین ظرفیت (تبادلات چهره به چهره) تا پائین ترین سطح ازغنای اطلاعات وزیادترین ظرفیت داده(مثل گزارش رسمی رمزدار) روی یک طیف قرارمیگیرند. انتخاب رسانه مناسب درحد زیادی برادراک گیرنده وپذیرش پیام تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ازآنجا که پیام ها معانی پیچیده وتحریک آمیز را به همراه معانی مبهم و ناپیدا(ناآشکار) با خود دارند، بنابراین رسانه متناسب بخش اساسی ارتباطات است. مثلاََََ ارسال یک فاکس(نمابر) ویا پست الکترونیکی [E-mail] وسیلهُ مناسبی جهت اطلاع فرد ازمرگ یکی ازاعضاء خانواده اش نیست. هدف اساسی ارتباطات این است که اولاً پیام مشخص(مورد نظر) توسط گیرنده پیام درک ومورد قبول واقع شود وسپس اقدام(عمل) لازم همانطور که انتظارش می رودانجام پذیرد. همینطوربایستی اختلالات(noise)[ یعنی آن چیزی که دردرک وپذیرش پیام دخالت می کند] شناسایی واثرآن کاهش یابد. سؤالات مشخصی وجود دارد که مدیران وکارکنان قبل ازارسال پیام به داخل ویا بیرون سازمان می توانندازخود بپرسند، آنها به قرارزیرمی باشند: 1. ماهیت اطلاعات چیست؟ پیامی که بایستی ارسال شود چیست؟2. مناسبترین رسانه برای ارسال این پیام چیست؟3. اگر پیام ازطریق رسانه غیرمناسبی ارسال شود، چه نتایجی به بار می آورد؟انتخاب رسانه ای مناسب(صحیح) اولین گام درایجاد ارتباطات مؤثربین فردی، بین گروهی وبین سازمانی است. 
موانع ارتباطات مؤثربین شخصی: 
موانع ارتباطات بین فردی ریشه درپردهُ (ساختار) ادراکی فرستنده وگیرنده پیام (اطلاعات) دارد. منظورازاطلاعات، بدنه زبان ونشا نه ها ونیز کلمات و واژه هاست. یکی ازراههای معمول شناخت ودرک موانع برسرراه ارسال ودریافت مؤثر پیام، مجموعهُ علائم مشخصه ای است که روی پیوستارشکل زیرتحت عنوان جنگ یا پرواز Fight- or- Flight آمده است. 
به نظرمی رسد که آدمی ازبدو تولد می داند که چگونه پروازی مؤثرداشته باشد ویا ازموقعیت هایی که تهدید کننده مکان، زمان، نیازها و ارزشهای اوست، بگریزد. رفتارهای تهاجمی(نزاع و جدال) وتدافعی(احساس) به صورت طبیعی بروزمی کند ومنبع غالب موانع بعدی ارتباطات بین فردی است. این رفتارها درواژه هایی سایشی(تراشنده- Abrasive) یا انصرافی - Escapist، شکل های غیرکلامی ودراعمال نمود پیدا می کنند. هم رفتارهای ارتباطی تهاجمی وهم تدافعی(فروتنی) برپایهُ فقدان احترام برای خود ودیگران استواراست. به علاوه اینکه نتیجهُ رفتارهای تهاجمی یا تدافعی وارتباطات اینگونه، غالباًغیر کارآمد وتخریبی است. 
موانع ارتباطات مؤثر: 
هرمانعی برسرراه ارسال ودریافت مؤثریک پیام مشخص به عنوان یک مانع عمل می نماید. درحالیکه موانع بسیارعظیمی برسرراه ارتباطات مؤثروجود دارد، ما دوازده مانع اصلی را که درروابط بین شخصی اختلال وارد میکنند درجدول زیرمرور می کنیم. این دوازده مانع به مثابه چک لیستی مهم برای تشخیص ارتباطات خود ودیگران درسازمان عمل می نماید.هر گاه فردی تحت استرس وفشارکاری، یا حالت یورش یا حالت ناراحتی ذهنی قرارمی گیرد، احتمال اینکه یک یا چند مورد ازاین موارد ظاهرشود، وجود دارد. 
این دوازده مانع تحت عناوین :1. قضاوت 1- Judging2. ارسال(ارائه) راه حل Sending solutions 3. دوری ازعلا ئق ومنافع دیگران 3-Avoiding other's concerns تجلی پیدا می کنند. 
قضاوت کردن شامل:1. انتقادکردن 1- Criticizing2. افراد را به نام صدا کردن 2- Name- Calling 
3. تشخیص 3- Diagnosing4. ارزیابی تمجیدی 4- Praising Evalutively 
ارائه راه حل: 
5. دستوردادن 5- Ordering 6. تهدید کردن 6- Threatening7. موعظه کردن 7- Moralizing 
8. افراطی/ پرسیدن نامناسب 8- Excessive/ Inappropriate9. پند دادن 9- Advising 
دوری ازعلا ئق ومنافع دیگران:10 
. مشغول کننده/ سرگرم کننده 10- Diverting11. مذاکره منطقی 11- Logical Argument 
12. اطمیتان مجدد دادن 12- Reassuring قضاوت کردن می تواند به عنوان یک مانع ارتباطی مؤثرمحسوب شود، وقتیکه منظور(هدف) به قضاوت نشستن است. به عنوان مثال وقتیکه یک مدیرمی گوید : من نمی توانم شما را باور کنم، قضاوتی رخ می دهد. انتقاد غیرساختاری وافراد را به نام صدا کردن نیزاشکالی ازقضاوت کردن است.ارائه راه حلها، درزمانی که راه حلی درخواست نشده یکی دیگرازموانع ارتباطات بین فردی است. به عنوان مثال دستوردادن به فرد برای انجام کاری، یا تهدید آنها به انجام کار، روشهای مشخصی ازارائه راه حلهاست. موعظه کردن نیزروشی ازارائه راه حل تحت عنوان مساعدت کردن و کمک رساندن می باشد. اجتناب ازمنافع(علائق) افراد(دیگران)، نیزمی تواندارتباطات بین فردی را سد نماید. اجتناب شامل سرگرم شدن درمصاحبه با نظریه های غیرضروری، استفاده ازمذاکرات منطقی واین حقایق که ازعلائق انگیزشی افراد فرارکرده ویا آنها را نادیده بگیرد. 
پنجره جوهاری: 
پنجره جوهاری شکل صفحه بعد نشان می دهد که چگونه نقاط کورمی تواند به عدم اعتماد وگشودگی تبدیل شود. درحالت ایده آل چنین فرض می شود که دویا چند نفرطبق شکل درسلول1 جایی که فرد A و Bهردواشتراک دارند، این منطقه برای هردونفرروشن است. دراین منطقه هیچ گونه اطلاعات پنهان ومخفی وجود ندارد. درتئوری گفته می شود که گشودگی موجب اعتماد می شود، که آن نیزموجب ایجاد روابط کاری بیشتری می شود ونتیجه اش افزایش تولید(بهره وری) خواهد بود. 
درمقابل سلول1 سلول4 قراردارد که نه A و نه B هیچ چگونه اشتراک اطلاعاتی درمورد مشکلات، فرصتها و نیزیکدیگرندارند وزمینه ها مستعد درگیری وجدال وتعارض می باشد. باید یادآوری کرد که قابلیت اشتراک اطلاعاتی وجود دارداما نه در شرایط کنونی(درحال حاضر). 
سلول 2 نشاندهنده منطقه کور A می باشد، جایی که B ازاطلاعات برخورداراست اما A برخوردارنیست، درواقع دراین حالتA غیر مطلع است. برای تصحیح این وضعیت پیشنهاد می شود کهB اطلاعات خود را دراختیارA قراردهد(اشتراک اطلاعاتی پیدا کنند) تا میزان گشودگی، اعتماد وبهره وری افزایش یابد. البته سلول 3 نیزمنطقه کور B است که بدین معناست که A آگاهی بیشتری نسبت به B درمورد یک موضوعی دارد. بازهم حرکت(تغییر) وضعیت به سلول 1 موجب افزایش اعتماد وگشودگی می شود. 

وضعیت (انواع) شبکه های ارتباطی: 
مدیران وگروههای کاری بایستی بدانند که چگونه افراد را سازماندهی کنند تاارتباطات مؤثری درواحدهای کاری، گروهی وتیمی داشته باشند. پاسخ به این سؤال که چگونه افراد را به بهترین روش سازماندهی کنیم، تا اطلاعات را با یکدیگر تبادل نمایند(تبادل اطلاعات داشته باشند) وموجب انجام کارها وحل مشکلات شوند، بستگی به مقدارمتغییرها، ماهیت کار، منابع موجود، تجربه مورد نیاز وچیزهایی ازاین قبیل دارد. جدول زیرپنج وضعیت شبکه ارتباطی را جهت سازماندهی وتسهیل ارتباطات به صورت مقایسه ای نشان می دهد.بهرحال، یک یا دوتا ازاین وضعیت ها برای تبادل اطلاعات مورد نیازدرهرگروه کفایت می کند. این وضعیت ها به گروهها کمک می کند تا گلوگاهها(تنگناها)، موانع وفرصتها را جهت تسهیل درارتباطات مورد شناسایی قراردهند. 
ارتباطات الکترونیکی: 
سوای اینکه چه شکلی ازمدیریت، نظم وترتیب سازمانی ویا چه گروه کاری برای انجام کارانتخاب می شود، به نظرمیرسدکه شبکه الکترونیکی یک حقیقت تکاملی درغالب سازمانها می باشد.ارتباطات الکترونیکی شامل صرفه جویی دروقت وسرمایه، دسترسی آسان و سریع وازبین بردن فرایند فیلترهای بوروکراتیک می شود.ارتباطات الکترونیکی درسازمانها موجب قطع روشهای قدیمی و کهنه انجام تجارت شده است. برای رهبران وپیروان این نکته حائزاهمیت است که روی اهداف ارتباطات توجه وتمرکز نمایند؛ یعنی براقدامات هماهنگ شده ای که به اهداف ومأموریتهای سازمانی نائل شود، توجه نمایند. رهنمودهای ذیل برای کسانی که یا تازه وارد و یا ازقبل درشرکتهای الکترونیکی امروزی مشارکت داشته اند، ارائه می شود : 

1. با شبکه دعوا(جدال) نداشته باشید : شبکه های اطلاعاتی اینجا هستند. اجتناب یا فرارازاستفاده سرعت های افزایش یافته درتبادلات اطلاعات موجب عکس العملها وتأخیرات بیش ازحد می شود. 

2. جووفضای اعتماد را ایجاد کنید. شبکه ها اطلاعات را دردسترس قرارمی دهند وموجب اشتراک درمنابع درکلیه وظایف وکارکردها می شوند. اعتماد عامل کلیدی برای انجام تجارت درداخل شرکت می شود. 

3. افراد را اداره کنید، نه کار را، با داشتن شبکه های اطلاعاتی،هم اقرایی کمتری درمحتوای کارمورد نیازاست وبیشترتوجهات بایستی به کلیت انجام کار ومشاغل داده شود. 

4. جسمانیت را فشاردهید. Press the Flesh افراد نیازبه تعاملات زیاد- نه چهره به چهره- درمحیط های ارتباطی الکترونیکی دارند. 
5. تیمهایی ایجاد وازآنها پشتیبانی کنید. تیمها بیشترکارحقیقی درون مؤسسه را انجام می دهند، بنابراین تیمها بایستی درکارهایشان آموزش داده شوند، تشویق شوند ومورد حمایت قرارگیرند. 

6. بالاخره " کارهایی را انجام دهید، که رهبران انجام می دهند ". کاردرشرکتهای الکترونیکی همچنین برنیاز به رهبری درتمام سطوح تأکید دارد. 
شیوه های ارتباطی بین فرهنگی: 
ارتباطات بین فرهنگی زمانی پدید می آید که فردی ازیک فرهنگ خاص برای فردی با فرهنگ دیگر، پیامی ارسال می نماید .عدم ارتباطات بین فرهنگی زمانی پیش می آید که فردی که ازفرهنگ دوم می باشد، منظورپیام ارسال کننده پیام را دریافت نکند.هرچقدر تفاوتهای بین فرهنگهای ارسال کننده پیام وگیرنده پیام بیشترباشد، احتمال عدم ارتباطات بین فرهنگی بیشترمی شود. 
برای ایجاد ارتباط مؤثر با وجود تمایزات فرهنگی، افراد و گروهها بایستی درابتداء ادراک لازم ازفرهنگ خویش داشته باشند وسپس از مفروضات اساسی وتمایزات فرهنگ دیگری شناخت داشته باشند. 
پاسخگویی به سؤالات زیرین می تواند شما را درایحاد ارتباطات مؤثرتردرمحیط های چند فرهنگی، یاری رساند. 
1. چه چیزهایی بایستی من درباره آداب ورسوم تجاری(بازرگانی) واجتماعی کشور X بدانم؟ 
2. چه مهارتهایی من نیازدارم تا بتوانم به عنوان یک مذاکره کننده درکشور Y مؤثرباشم؟ 
3. چه نوع تبعیضات(غرض ورزی ها) وکلیشه نگریهایی بایستی من درباره مردم کشور Z داشته باشم؟ 
4. چگونه این موارد برتعاملات من اثرمی گذارند؟[E.Hall/ Beyond culture/1976] 

اینکه فرهنگها چه چیزی دارند، ادواردهال آن را یک " زبان صامت" [Silent language] می نامد. این زبان شامل : زبان زمان، فضا(فاصله)، اشیاء و قراردادهاست. زبان زمان به حال، گذشته وآینده مربوط است. فرهنگهای گذشته، سیاستها، تغییرات ونوآوریها را برحسب میزان تطبیق آنها با آداب ورسوم وسنتها ارزیابی میکنند. چین وخاورمیانه مثالهایی ازفرهنگهای گذشته مدارند..فرهنگ آمریکایی آینده محور است. البته تمام افرادی که دراین فرهنگها زندگی می کنند دارای زمان- محوری(مداری) مشابه نیستند. یادآوری می شود که دراینجا ما درباره بافت(Context) فرهنگ صحبت می کنیم. به نظرهال، بافت فرهنگی سازمان فکر وذهن را هدایت می کند وآن نیزتأثیری عمیق روی طریقه هایی که افراد به اشیاء می نگرند، رفتارسیاسی می کنند، تصمیم گیری می نمایند، تمایلات خود را شکل می دهند و نحوه فکر کردنشان، می گذارد. مردمی که دارای دیدگاههای زمانی گذشته مدارند، نیازمند دانشی از باورهای تاریخی و ارزشها و اینکه چگونه احترام متناسب را برای این باورها وارزشها قائل باشند، هستند. 

معنا ومفهوم واستفاده ازفضا(فاصله) موضوع همجواری "Proxemis " است. همجواری که مطابق طبیعت وتأخیرجداسازی (تفکیک) ویژه ای که افراد به صورت طبیعی نگه می دارند، است. بخشی ترکیبی ازارتباطات غیرکلامی است. ارزش فرهنگها ورفتار(تلقی های) عمومی وخصوصی نسبت به فضا متفاوت است. همانطورکه قبلا نیز گفته شد، آمریکای لاتین وخاورمیانه درتقسیم بندی فضاهای عمومی هرچه کوچکتربودن فضا را روا وجایزمیداند؛ وهردوبا آشناها وغریبه ها فاصله نزدیک را رعایت می کنند، درحالیکه آمریکایی ها که به فاصله خصوصی ارزش می دهند، فاصله های بزرگتر(بیشتر) را درجداسازی ها رعایت 
می کنند.گاهی زبان خاموش اشیاء نیزمی توانند فریاد بزنند. سمبلهای شغلی مثل کارتهای بازرگانی، نحوه لباس پوشیدن فرد، ساعت او وکفشهایش، بسیارمهم است ومی تواند علامت اعتبارفرد درانجام تجارت درکشورهایی مثل ژاپن، چین و دیگرکشورهای آسیایی باشد. درحالیکه درایالت متحده آمریکا، اگرچه اشیاء ازدرجه اهمیت بالایی برخورداراست، اما غیررسمی بودن معمولا ً شکل عمومی وغالب است. 

زبان خاموش قراردادها (Contracts) نیزدرارتباطات تجاری مهم میباشد. درکشورآمریکا قراردادهای مکتوب آخرین توافقات بوده که دارای اعتبار طولانی مدت است. برعکس آنجا، به عنوان مثال درچین یک قرارداد ممکن است درشروع مذاکرات وخیلی راحت نوشته شود ولی انتظارمی رود این قرارداد تغییر یابد واصلاح شود. درک(شناخت) یا آگاهی ارزشهای فرهنگی مستتردرکشوری وبافت های ناگفته " اولین گام " درانجام تجارت درسطح جهانی درمحیطهای چند فرهنگی است. 
ارتباطات فرهنگی دربافت های فرهنگی قوی - ضعیف: 
ادواردهال همچنین بین فرهنگهای با بافت قوی وضعیف تمایزقائل است. بافت یا زمینه دراینجا به معنای این است که چگونه ارتباطات و مذاکرات براساس بافت هرفرهنگی متمایزمی باشد. فرهنگهای با بافت قوی [High- Cotext] شامل فرهنگ کشورهای چین، ژاپن، کره، ویتنام، کشورهای عربی، یونان واسپانیا می باشد. فرهنگ های با بافت ضعیف شامل کشورهایی ازقبیل : آلمان، سوئد، اسکاندیناوی، کشورهای آمریکای شمالی، انگلیس وایتالیا می باشد. شکل صفحه بعد نشانگرتفاوتهای بین فرهنگ ها با بافت قوی وضعیف می باشد. به عنوان مثال : فرهنگهای با بافت قوی قبل ازانجام تجارت ایجاد اعتماد می کند، فرهنگهای با بافت قوی برای روابط شخصی وحسن تفاهم قبل ازتجارت وبازرگانی ارزش قائل است، فرهنگهای با بافت قوی اساس قراردادها را براعتماد می گذارد، نه برویژه گیها وخصوصیات وقراردادهای مکتوب قانونی. درمذاکرات خیلی آرام وتشریفاتی حرکت می کنند ونه سریع وتند. خیلی ساده است که شاهد باشیم که چگونه این تمایزات موجب ایجاد تضاد وتعارض می گردد وچگونه درک آنها واحترام به آنها موجب تسهیل هماهنگی می گردد. 
فرهنگ وفاصله زمان درارتباطات: 
باید به این نکته توجه کرد که فرهنگ به صورت غیرمستقیم به ما می آموزد که چگونه با دیگران به روشهای مختلف ارتباط برقرار کنیم. فرهنگ به ما می گوید که ازآواها وصدای خویش، ازحرکات وجنبش خود وحتی ازطریق لباس پوشیدن خود پیام یا پیامهایی را به دیگران منتقل وبا آنان ارتباط برقرارکنیم. هرفرهنگ به اعضای خود میآموزد که دنیا را چگونه وازچه زاویه ای ببیند ورفتارهای خود را چگونه شکل دهد. درچهارچوب فرهنگ به تدریج تصورات ماازدنیای پیرامونمان شکل می گیرد. نشانه ها ازاین تصورات منبعث شده والگوی ارتباطی ما را پدید می آورند. نشانه های ما درمورد فاصله وزمان نیزبه شدت تحت تأثیرفرهنگ بوده ونمی توانند ازنفوذ فرهنگ بدورباشند.اگرشما وارد یک مکان عمومی شوید که درآنجا فقط یک مشتری می باشد، احتمال اینکه شما درست کناراوبنشینید، بسیارکم است، معمولا ًًً شماجایی راانتخاب می کنید که بااو فاصله نسبی داشته باشد، این فاصله را فرهنگ تعیین میکند. دریک جا فاصله کمترودرجای دیگر زیادترمی شود. ادواردهال فرهنگ شناس آمریکایی که پژوهشهای زیادی دررفتارهای بین فرهنگها داشته است، براین باوراست که هرچند آمریکاییان به فاصله بیشترداشتن با دیگران علاقمندند، ولی عرب ها با نزدیکی بیشتری به این مقوله می نگرند. 
با توجه به پژوهشهای انجام شده اطلاعات نسبتا وسیعی نسبت به وقت، رنگ، فاصله ونکات بسیاری ازفرهنگهای گوناگون دردست است که ازنظرارتباطات بین فرهنگی ودرسطح جهانی حائزاهمیت است. 
هال به مطالعات مربوط به فضا وفاصله اصطلاح همجواری را داده وآن را فاصله بین دویا چند نفردرارتباطات اجتماعی برمی شمارد.روابط انسانها براساس فاصله به چهاردسته تقسیم می شود: 
1. صمیمانه یا دوستانه(Intimate distance ): فاصله صمیمانه یا دوستانه ازفرهنگی که آقای هال مورد بررسی قرارداده است چیزی حدود 18 اینچ یا کمتراست، یعنی چیزی کمتراز50 سانتی متر. این فاصله درمرحله دورآن 6 تا 18 اینچ یعنی بین 15 تا 50 سانتی مترومعمولاًدرمورد مسائل خصوصی شکل می گیرد وارتباط با جدایی که بیشتر به نجوا شباهت دارد، ادامه می یابد. 

2. فاصله شخصی(Personal distance): ادواردهال درمورد مقایسه فاصله شخصی، آنرا حدود 45 سانتی مترتا یک مترو20 سانتی متربین فرد ودیگری برمی شمارد. هرانسان یا موجود زنده ای برای خود قلمرویی قائل است که به آن فاصله شخصی می گویند، اوبه سختی اجازه عبوردیگران دراین فاصله را می دهد. موضوعاتی که دراین ارتباط مطرح می شود کاملا ً شخصی است. مرحله بسیارنزدیک آن بین 45 سانتی متر تا 75 سانتی مترومرحله بسیاردورآن بین 75 تا 120 سانتی متر است. 

3. فاصله اجتماعی(Social distance):فاصله اجتماعی بین 120 تا 360 سانتی متراست وآن را به عنوان فاصله روانشناختی مطرح کرده اند. فاصله نزدیک آن 120 تا 210 سانتی متر(مناسب برای گفتگوهای مربوط به کسب وکاردرنشستهای اجتماعی) وفاصله دوربین 210 تا 360 سانتی مترمناسب برای نشستهای بازرگانی وکسب وکاردردفاتراداری است. 

4. فاصله عمومی (Public distance):این فاصله بیشترین فاصله ای است که انسانها درروابط بین خود ازآن استفاده می کنند واندازه آن از6/3 متربیشتراست. این فاصله کاملا ُ به فرهنگ وعوامل حاکم برآن بستگی دارد وازفرهنگی به فرهنگ دیگرتغییرمی کند. درفرهنگهای غربی این فاصله به روشنی بیشترازمشرق زمین خصوصاً خاورمیانه است. 
جدول زیرخلاصه ای ازاینکه چگونه محتوای پیام وعوامل آوایی( Vocal) آن با توجه به فاصله میان طرفین ارتباطات دگرگون می شود وازحالتی به حالت دیگرتغییرمی کندرا شاهد هستیم. 

فضای شخصی(Personal space): 
2. گفته می شودانسانها درارتباط با یکدیگرفضایی را به عنوان قلمروخود متصورند که اگر آنان را ازآن محروم کنند، به عکس العملهایی دست می زنند. ازدید آقای رابرت سامر (Robert sommer) فضا یا قلمروی شخصی عبارت است ازمنطقه مرزبندی شده مرئی( (invisibel boundaries) که اندام یک شخص درآن قرارمی گیرد ودیگران نمی توانند بدان دسترسی یابند. سامردربه کارگیری اصطلاح " فضای شخصی" خود بسیاردقیق است وبین آن با مفهوم(قلمروادواردهال) تمایزقایل است. مهمترین وجوه افتراق آن این است که " فضای شخصی" قابل انتقال است وازجایی به جای دیگربا شخص مورد نظرحرکت می کند درحالی که قلمرو به طورنسبی ثابت است.دوم اینکه حیوان یا انسان معمولأ (قلمرو) خود را مرزبندی کرده وبه گونه ای ملموس ومحسوس آن را به دیگران تفهیم می کند، به عبارت دیگر خود را درقالب " قلمرو" مرزبندی شده ای قرار می دهد که کاملأ برای دیگران محسوس است. درمقابل مرزبندی " فضای شخصی" نامحسوس وناملموس است وبه گونه ای نامریی برروابط بین افراد حاکم می شود. 
سوم آنکه " فضای شخصی" برای هرکس پیکراو را درمرکزخود دارد. درحالیکه قلمروچنین نیست. یعنی چه پیکرشخص درمیان باشد یا نباشد، قلمروبه قوت خود باقی است.[فرهنگی/ 1373، ص 282 به نقل از منبع 16، 17] 
زمان وارتباطات درفرهنگ جامعه وسازمان: 
زمان درفرایند ارتباطی نیزمؤثراست. هرگاه درموضوع زمان درارتباط با خود ودیگران صحبت کردیم به زمان وارتباطات درعلم ارتباطات پرداخته ایم. مفهوم این نکته که چه چیز" دیراست" و یا " زود است" ازفرهنگی به فرهنگ دیگرمتفاوت است ودرهمه جا یکسان عمل نمی کند. افرادی که درجامعه صنعتی زندگی می کنند ازنظرزمان درمضیقه به سرمی برند. آنان دائما ً به وقت وزمان می اندیشند ومدام به ساعت های خود نگاه می کنند. درحالی که مردمان فرهنگهای سنتی(یا غیر صنعتی) کمترزمان مورد توجه شان قرارمی گیرد وساعت برای آنها چندان مصرفی ندارد.برای یک آمریکایی پنج سال، ممکن است زمان درازی باشد، درحالیکه برای یک آسیایی زمان درازممکن است بیش ازصد سال باشد. 
ژرژ گورویچ، جامعه شناس فرانسوی درمورد زمان وتأثیرآن برروابط اجتماعی عقیده دارد که هرکشوری مفهوم خاص خود را اززمان دارد. اومی نویسد، ما باید درنظرداشته باشیم که مفهوم زمان درفرانسه با نروژکاملا ً متفاوت است وهمین طوراین تفاوت با برزیل قابل مشاهده است. با درنظرداشتن مفهوم زمان درفرهنگهای متفاوت روابط سیاسی، اقتصادی واجتماعی ما با دیگران وشهروندان کشورهای دیگرتوسعه می یابد وبه سوی اثربخشی گرایش پیدا می کند. حتی درفرهنگ خود ما درروابط با دیگران توجه به زمان بسیاراثربخش است ومی تواند به روابط ما اعتباربیشتری بدهد. بنابراین ما باید زمان را همواره درروابط خود با دیگران به عنوان عامل مهم ارتباطی درنظر بگیریم. 

منابع و مآخذ: 
فارسی: 
1- فرهنگی، علی اکبر، 1373. ارتباطات انسانی (مبانی). موسسه تهران تایمز. جلد اول. 
2- لایل سوسمان/ سام دیب.1376. تجربه ارتباطات در روابط انسانی، ترجمه حبیب ا.. دعایی. دانشگاه فردوسی مشهد.3- میرزایی اهرنجانی، حسن. 1376. درس تئوریهای مدیریت2- (دوره دکترای مدیریت). دانشکده مدیریت دانشگاه تهران.4- مورهد/ گریفین. 1374. رفتارسازمانی. ترجمه مهدی الوانی، معمارزاده، مروارید. 
: لاتین 
1- Mintzberg, Henry. Cycles of organization chnge. S. M. J. vol 13.1992 
2- Miller, Katherine. Organizational communication. Wadsworth. 1994 
3- Smith. G. Alfred. Communication & culture. Winston. 1966 
دکتر فریدون وردی نژاد